گنجور

 
واقف لاهوری

آن ماه را به کلبهٔ تارم گذار نیست

شاید که رسم مهر درین روزگار نیست

از وعدهٔ وصال تو دل را قرار نیست

کس را به زندگانی خود اعتبار نیست

یا رب چه آفتی تو ندانم که در دلم

تا کرده‌ای قرار دلم را قرار نیست

افسرده گر شود دلت از خون من مرنج

در شیشهٔ سپهر می بی‌خمار نیست

دور از لب تو جان کسی چون خورم شراب

گر آب زندگیست مرا سازگار نیست

گردید بار خاطر من جمله کارها

شادم به کار عشق که بر طبع بار نیست

دیوانه‌ای چه خوش‌ سخن عاقلانه گفت

کان را که عقل نیست غم روزگار نیست

گریان روم ز گلشن کوی تو تا به کی

انصاف کن که چشم من ابر بهار نیست

ما را پس از وفات ز فیض بهار عشق

بی‌رنگ و بوی درد گلی بر مزار نیست

تا کی به خلف و عده توان ساخت بی‌وفا

چشم مرا که حوصلهٔ انتظار نیست

بی پشم تر مزی که بر زندگان عشق

ابریست مرده دیده اگر اشکبار نیست

واقف به چشم خلق ز بس گشته‌ام سبک

عکس مرا به خانهٔ آیینه ‌بار نیست

 
 
نسکبان اندروید
قطران تبریزی

ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست

آمد بهار خرم و کس شاد خوار نیست

اندر بهی شدنت بیابد بها بهار

تا تو بهی نیابی کس را بهار نیست

تا تو بهار یافتی از درد خستگی

[...]

مسعود سعد سلمان

کس را بر اختیار خدای اختیار نیست

بر دهر و خلق جز او کامگار نیست

قسمت چنان که باید کردست در ازل

و اندیشه را بر آنچه نهادست کار نیست

بر یک درخت هست دو شاخ بزرگ و این

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
امیر معزی

سروی به‌راستی چو تو در جویبار نیست

نقشی به نیکویی چو تو در قندهار نیست

جفت مهی اگرچه به خوبیت جفت نیست

یار شهی اگر چه به خوبیت یار نیست

زلف تو مشک بارد و بر مه زره شود

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست

از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست

جز چشم زخم امت و تعویذ بخل نیست

جز رد چرخ و آب کش روزگار نیست

آن دست و آن زبان که درو نیست نفع خلق

[...]

قوامی رازی

ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار

کز مرد بختیار جزین اختیار نیست

پرهیزگار باش و چه سودست پند من

که امروز روز مردم پرهیزگار نیست

مرد خدای شو که خدای است دستگیر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قوامی رازی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه