گنجور

 
واقف لاهوری

تیر تو به سینه جای‌گیر است

پیکان تو سخت دلپذیر است

جز مهر تو نیست در ضمیرم

نازم که ضمیر من منیر است

فقر است اکسیر خاک آدم

این نسخه مجرب فقیر است

چشم تو اگرچه می‌دهد دل

مژگان تو در گرفت و گیر است

داغم که چراغ زندگانی

مانند شرار زود میر است

چون مرغ دلم به دامت افتاد

زنهار مکش که خوش‌ صفیر است

در گوشهٔ مسکنت حصیری

واقف بر ما به از حریر است

 
 
نسکبان اندروید
صامت بروجردی

کاین مهلکه خوابگاه شیر است

شیری که به دمی دلیر است

میرزا حبیب خراسانی

امروز که روز دار و گیر است

می ده که پیاله دلپذیر است

چون جام دهی بما جوانان

اول بفلک بده که پیر است

از جام و سبو گذشت کارم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از میرزا حبیب خراسانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه