یک همدم و همنفس ندارم
میمیرم و هیچ کس ندارم
گویند بگیر دامن وصل
میخواهم و دسترس ندارم
دارم هوس و نمیدهد دست
آن نیست که این هوس ندارم
گفتی گلهای ز ما نداری
دارم گله از تو پس ندارم
وحشی نروم به خواب راحت
تا تکیه به خار و خس ندارم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
یک همدم و همنفس ندارم
میمیرم و هیچ کس ندارم
گویند بگیر دامن وصل
میخواهم و دسترس ندارم
دارم هوس و نمیدهد دست
آن نیست که این هوس ندارم
گفتی گلهای ز ما نداری
دارم گله از تو پس ندارم
وحشی نروم به خواب راحت
تا تکیه به خار و خس ندارم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تنهایی و فقدان همدم به شدت گلایه میکند و احساس میکند که بدون همراهی و یاری، زندگی برایش سخت و ناگوار است. او به درد و آرزوی خود اشاره میکند و میگوید که حتی در جستجوی وصلی برای رفع تنهاییاش ناتوان است. رغم تمنا و اشتیاقش، او از ناکامی در رسیدن به خواستههایش سخن میگوید و در نهایت از بیحوصلگی و ناخوشیاش در آستانه خواب راحت میگوید. احساس نارضایتی و گله از دیگران نیز در چنته اشعار او به وضوح دیده میشود.
هوش مصنوعی: تنهایی و بیهمراهی را احساس میکنم، انگار در این دنیا هیچ کس را ندارم و این وضعیت مرا به شدت دچار افسردگی میکند.
هوش مصنوعی: میگویند که برای دستیابی به محبت و وصال تلاش کن، اما من به آن دسترسی ندارم.
هوش مصنوعی: من آرزویی دارم و نمیتوانم به آن دسترسی پیدا کنم، هرچند که نیستم و این آرزو را ندارم.
هوش مصنوعی: تو گفتی که از ما شکایتی نداری، اما من از تو شکایتی ندارم.
هوش مصنوعی: من به خواب راحت نمیروم تا زمانی که تکیهگاههایم پر از خار و خس نباشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دریاب که همنفس ندارم
دریاب که جز تو کس ندارم
گویند غمی بزرگ داری
این خود سخن است بس ندارم
از حاصل کاروان شادی
[...]
جز وصل تو ملتمس ندارم
غیر از تو زتو هوس ندارم
شبگرد بکوی تو ، چو بادم
اندیشه ز خار و خس ندارم
بیمم ز رقیب و پاسبان نیست
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.