در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربیات تلخ عشق و خیانت حکایت میکند. او به محبوب میگوید که اگر وفاداری را در محبتش نشان میداد، حال و روزش متفاوت میبود. عشق او با درد و جفا همراه است و شاعر از نبود محبت واقعی و وفا گله دارد. با این حال، او به تلخی واقعیت پی برده و به این نتیجه رسیده که مشکلات و ناکامیهای عشق، اجتنابناپذیرند. شاعر در نهایت با حسرت به یاد میآورد که اگر محبوبش با او به گونهای دیگر رفتار میکرد، زندگیاش چه تغییراتی میکرد.
هوش مصنوعی: اگر در ابتدای محبت وفادار بودی، حالا من چه کار میکردم؟ وقتی که دل من را گرفتی، با تیر جفا زخم زدی، حالا چه کار میکردم؟
هوش مصنوعی: دل من هنوز از بینیازی سر به راه نکرده است؛ اگر تو با لطف و مهربانی دل مرا رام کنی، نمیدانم چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: ای معشوق آشنا، سبب سوز و رنج من آن دلبر بیگانه است. اگر تو مرا با خودت آشنا کرده بودی، حالا چه کار میکردم؟
هوش مصنوعی: غیر از ظلم و بیمهری، همان دختر ماه هیچ کار دیگری نکرد. خدا را شکر که بعد از وفا، اگر این کارها را میکرد، نمیدانم چه میشد.
هوش مصنوعی: من به سرعت از رفتار ظالم و بیدادگری که در دل وحشی من است، آگاه شدم. اگر تو به آن جوانی که مثل بلاست، رو میکردی، چه کاری میتوانستم انجام دهم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.