ای صاحبی که بر رخ بخت بلند تو
حجاب آسمان در دولت گشادهاند
برطاق ابروان تو این مصحف جبین
خاص از برای فال سعادت گشادهاند
میزان ز استقامت رأی تو کردهاند
هر جا یکی دکان عدالت گشادهاند
بوی گل آمد از نفست زآنکه مر ترا
بررو در بهشت لطافت گشادهاند
راز آگها، زسوء مزاج تو بر دلم
ازشش جهت دریچهٔ کلفت گشادهاند
جریان خونم از مژه آرام گیر نیست
گوئی هزار بسته جراحت گشادهاند
دور از تو انجمن چو دلم ناشگفته است
هرچند کار، خانهٔ عشرت گشادهاند
سامان جلوه گیر که دلها براه تو
در خون نشسته دیدهٔ حسرت گشادهاند
بیرون خرام و عارضه را در مرض گذارد
کاینک ز شش جهت در صحت گشادهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.