گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
جهان ملک خاتون

شبهای دراز بیشتر بیدارم

نزدیک سحر روی به بالین دارم

من بیدارم که دیده بی دیدن دوست

در خواب رود خیال می‌پندارم

قدسی مشهدی

نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم

کام دو جهان، در دو جهان من دارم

گر در وطن است، اگر به غربت، چو گهر

از خویش چراغ خویش روشن دارم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه