گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
عطار

شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود

کان شد که مرا پردهٔ زنبوری بود

نوری که از او کار جهان نور گرفت

زان نور نصیب من همه نوری بود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه