رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۰۵
خم و خنبه پر ز انده، دل تهی
زعفران و نرگس و بید و بهی
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف » پاره ۲۷
آن که نشک آفرید و سرو سهی
وان که بید آفرید و نار و بهی
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
همی تافت زو فرّ شاهنشهی
چو ماه دو هفته ز سرو سهی
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
چو بنشست بر جایگاه مهی
چنین گفت بر تخت شاهنشهی
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعتهای دیگر به دست هوشنگ
چو پیش آمدش روزگار بهی
از او مردری ماند تخت مهی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
کمر بست با فرّ شاهنشهی
جهان گشت سرتاسر او را رهی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
ز رنج و ز بدشان نبد آگهی
میان بسته دیوان به سان رهی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه
ببالید برسان سرو سهی
همی تافت زو فر شاهنشهی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
که گردون نگردد به جز بر بهی
به ما بازگردد کلاه مهی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
چو کشور ز ضحاک بودی تهی
یکی مایهور بد به سان رهی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
خجسته نشست تو با فرهی
که هستی سزاوار شاهنشهی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
چو بیبهره باشی ز گاه مهی
مرا کارسازندگی چون دهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
ز ضحاک شد تخت شاهی تهی
سرآمد برو روزگار مهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
چه پیغام داری چه فرمان دهی
فرستادهای گر گرامی رهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
اگر گویم آری و دل زان تهی
دروغم نه اندر خورد با مهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
که از گوهر بد نیاید مهی
مرا دل همی داد این آگهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
ز پند من ار مغزتان شد تهی
همی از خردتان نبود آگهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
که چون آز گردد ز دلها تهی
چه آن خاک و آن تاج شاهنشهی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۹ - رفتن ایرج به نزد سلم و تور
که هست این سزاوار شاهنشهی
جز این را نزیبد کلاه مهی
