گنجور

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۸

 

من دیده با خیال تو بر هم نمی‌زنم

بی یاد روح بخش تو یک دم نمی‌زنم

تا چند خون دل خورم اندر فراق تو

یک دم نفس به عشق تو بی دم نمی‌زنم

با آنکه خسته‌ای دل ما را به تیغ هجر

[...]

۷ بیت
جهان ملک خاتون
 

نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳

 

امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم

فارغ نشین که بزم تو برهم نمی‌زنم

انداختم به بردن شادی هزار کم

غیر از دو شش به باختن غم نمی‌زنم

نازم به این شرف که غلام محبتم

[...]

۶ بیت
نظیری نیشابوری
 

واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۸۲

 

از حرف شکوه طبع تو بر هم نمی‌زنم

شمشیر می‌زنی تو و من دم نمی‌زنم

روشن چراغ عشق ز من شد که همچون شمع

داغم ولیک دست به مرهم نمی‌زنم

۲ بیت
واقف لاهوری