فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
درودی ز من سوی پیران رسان
بگویش که گیتی دگر شد بسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۴ - گمان شنگل در فر بهرام، برادر خواندن او و پیشنهاد سپهداری، و نهفتن نام به برزوی
همه پاسخ من بشنگل رسان
که من دیر ماندم به شهر کسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۲ - آغاز داستان
چو نیکی فزایی بروی کسان
بود مزد آن سوی تو نارسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲ - نشستن خسرو بر تخت زر، پیمان راستی و آشتی و یاد شبانهٔ هرمز
سوم دور بودن ز چیز کسان
که دودش بود سوی آنکس رسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
بدین اسپ و برگستوان کسان
یکی خسروی برزو نارسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۱ - بنای ایوان خسرو: شتاب شاه، گریز و بازگشت استاد رومی با برهان نشست دیوار
دگر هرک یازد به چیز کسان
بود چشم ما سوی آنکس رسان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹ - در پی گور تا کاخ جادو و زن تاجدار، تعبیر موبد و مخالفت گردیه با تاجخواهی بهرام
سخن هرچگویی بروی کسان
شود باد وکردار او نارسان
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۵ - پیام آشتی افراسیاب به دست شیده، پند سپاه و پافشاری کیخسرو بر کین سیاوش
به کیخسرو از من پیامی رسان
که گیتی جز این دارد آیین و سان
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۰ - نامه به کیخسرو در گنگ، پذیرایی خاقان و فغفور، و سرپیچی شاه مکران
برند آنگهی دست چیز کسان
مگر من نباشم به هر کس رسان
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۸ - اندیشهٔ کیخسرو پس از شصت سال شاهی، بستن بارگاه و نیایش از بیم گسستن فرّه
نگهدار بر من همین راه و سان
روانم بدان جای نیکان رسان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۵ - پند دادن اثرط گرشاسب را
مزن فال بد پیشش از هیچ سان
بد و نیک رازش مگو با کسان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۹ - برون آوردن شاه قیروان لشگر به جنگ
دهندهست لیکن به هر روی و سان
به کس چیز ندهد جز آن کسان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۵ - رسیدن گرشاسب به میل سنگ
چو دستت به چیز تو نبود رسان
چه چیز تو باشد چه آن کسان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۱۶ - پند دادن گرشاسب نریمان را
مر او را به نیکی و خلعت رسان
که تا زور گیرند دیگر کسان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰ - گفتاراندر زادن ویس از مادر
کِه و مِه را سخنها بود یکسان؛
که یارَب! صورتی باشد بدین سان!
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۳ - آمدن زرد پیش شهرو به رسولى
به نامه بیش از این ما را مترسان
که داریم این سخن با باد یکسان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۵ - آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ
وزان سو شاه موبد هم بدین سان
سپاه آراست همچون باغ نیسان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۵ - آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ
همی آمد یکی سیل از خراسان
که مه بر آسمان زو بود ترسان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۶ - فریفتن دایه ویس را به جهت رامین
شکار مرد باشد زن به هر سان
بگیرد مرد او را سخت آسان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۰ - رسیدن ویس و رامین به هم
ندیدم هیچ تیماری بدین سان
که شد بر چشم من رسوایی آسان
