×
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۰
یک دل هزار زخم نمایان نداشته است
یک گل زمین هزار خیابان نداشته است
کنعان ز آب دیده یعقوب شد خراب
ابر سفید این همه باران نداشته است
جز روی او که در عرق شرم غوطه زد
[...]
۹ بیت
سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹
گردون مروتی به فقیران نداشته است
این تیره کاسه، طاقت مهمان نداشته است
شوری که در محیط دلم موج می زند
نوح نبی ندیده و طوفان نداشته است
بوی گلاب شرم نمی آید از خویش
[...]
۹ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۱
یک سرو چون تو روضهٔ رضوان نداشته است
یک گل چون عارض تو گلستان نداشته است
دل ساخت آنقدر به تب عشق او که سوخت
بیچاره تاب ناز طبیبان نداشته است
ای گل به گریهام چه بلا خنده میزنی
[...]
۱۰ بیت
رهی معیری » غزلها - جلد اول » طوفان حادثات
این سوز سینه شمع شبستان نداشته است
وین موج گریه سیل خروشان نداشته است
آگه ز روزگار پریشان ما نبود
هر دل که روزگار پریشان نداشته است
از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت
[...]
۹ بیت
