گنجور

اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۱۰۲ - مثال

 

به چنین دوست تحفه جان باید

دل به شکرانه در میان باید

۱ بیت
اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۲۸

 

جان برافشان اگرت صحبت جانان باید

خون دل نوش اگرت آرزوی جان باید

برو و مملکت کفر مسخّر گردان

گر ترا تختگه عالم ایمان باید

در پی خضر شو و روی متاب از ظلمات

[...]

۷ بیت
خواجوی کرمانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲

 

جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید

تیرباران قضا را سپر از جان باید

بگذر از هر دو جهان گر سر وحدت داری

دامن کفر رها کن گرت ایمان باید

از پریشانی اگر جمع نگردد غم نیست

[...]

۹ بیت
فروغی بسطامی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲

 

امیرا در چنین روزی می چون ارغوان باید

سرود و نقل و می در سایه سرو جوان باید

ز دادت زنده کردن دولت نوشیروان باید

جهان را چون تو باید مر تو را زین ره جهان باید

امیرا گر در این گیتی جهانرا مرزبان باید

[...]

۱۱ بیت
ادیب الممالک