گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۵۱

 

دل آب کند برق جلالی که تو داری

آیینه گدازست جمالی که تو داری

در آینه و آب نگشته است مصور

از بس که بود شوخ مثالی که تو داری

با ناخن مشکین چه جگرها که کند ریش

[...]

۱۵ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۱۲

 

ای دل نشود رفع ملالی که تو داری

آن به که کنی صبر به حالی که تو داری

انکنده به دل وسوسه مرغان حرم را

این دانه و دام از خط و خالی که تو داری

از دیدهٔ من آب روان است مسلسل

[...]

۶ بیت
واقف لاهوری