گنجور

 
۱
۲
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم

 

بسی بر خواند ازین افسانه با دل

چو عشق آمد کجا صبر و کجا دل

۱ بیت
نظامی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۲

 

مرا بهرت خصومتهاست با دل

کنون با من درین سودا و با دل

اگر باد سر زلفت همین است

کجا ما و کجا جان و کجا دل

ز تو از گوشه چشمی اشارت

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرین

 

شود با هر که خواهد آشنا دل

دلست این جنگ نتوان کرد با دل

۱ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

اوحدی مراغه‌ای » منطق‌العشاق » بخش ۷۳ - شنیدن عاشق سخن معشوق را

 

طرب پیوند خواهد کرد با دل

روا گشت آنچه می‌جست از خدا دل

۱ بیت
اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۲

 

ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل

کرده مرا در غم عشقت بی سرو بی پا دل

برده ازین قالب خاکی رخت بصحرا جان

رانده ازین دیده پر خون سیل بدریا دل

چون دل ما برنگرفت از لعل لبت کامی

[...]

۹ بیت
خواجوی کرمانی
 

ناصر بخارایی » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - در تهنیت عید قربان و مدح هوشنگ شاه

 

خدایگان سلاطین شهنشه عادل

سحاب راتبهٔ کان یسار دریا دل

۱ بیت
ناصر بخارایی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴ - ایضا فی مدحه

 

الا ای نوجوان سلطان عادل

زبانها متفق گردیده با دل

۱ بیت
محتشم کاشانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۱

 

به رنگی یأس جوشیده‌ست با دل

که درد آید اگر گویم بیا دل

جمالت مقصد چشم است‌، کو چشم؟

غمت باب دل است اما کجا دل؟

سراپا ناله می‌جوشیم چون موج

[...]

۱۱ بیت
بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۲

 

ز من عمریست می‌گردد جدا دل

ندانم با که گردید آشنا دل

ز حرف عشق خارا می‌گدازد

من و رازی‌که نتوان‌گفت با دل

به فکر ناوک ابروکمانی

[...]

۱۲ بیت
بیدل دهلوی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۹

 

زمین برد آن دو چشم سرمه‌سا دل

؟؟ میل افتاد آه ازمن جدا دل

به داغ و درد و غم شد آشنا دل

خوشا دل مرحبا دل حبذا دل

ندارم عقدهٔ مشکل سوا دل

[...]

۱۶ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۳

 

بس که رفت از پی تو صد جا دل

کو به کو شد خراب و رسوا دل

درد او را مگر علاج کند

می‌فرستم بر مسیحا دل

با دلم کرد آنچه نتوان کرد

[...]

۱۰ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۳

 

خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل

تا چند بود بستهٔ این دام بلا دل

آسود ز آشفتگی آن روز که آورد

رو جانب ابروی تو چون قبله‌نما دل

عمریست که دارد به زنخدان توام دل

[...]

۷ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » ترجیع‌بند بندهٔ دردمند

 

گر با تو نبودی آشنا دل

رسوا نشدی هزار جا دل

نالم که چرا سپردم ای وای

با همچو تو شوخ میرزا دل

تا چشم گشاد روز اول

[...]

۱۲ بیت
واقف لاهوری
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » ترجیع بند

 

تا شد بتو شوخ آشنا دل

افگند مرا بصد بلا دل

روزم سیه از دل است و دیده

نالم، از دست دیده یا دل

دل را فگنده در بلا چشم

[...]

۱۱ بیت
آذر بیگدلی
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۷

 

کشد بهر وفا تا کی جفا دل

چو دلبر کاش بودی بی وفا دل

به جورش گر همه عمر آزماید

ندارد دست از آن جور آزما دل

به هر موئی دلی دارم تمنا

[...]

۱۰ بیت
رفیق اصفهانی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۴۲ - فانی اصفهانی رَحِمَة اللّه

 

به دلدار آن چنان است آشنا دل

که نتوان یافت دلدار است یا دل

چو گیرد رنگ جان دیگر نگنجد

چو جان در حیطهٔ ارض و سماء دل

۲ بیت
رضاقلی خان هدایت
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۳