نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۰ - مقالت ششم در اعتبار موجودات
رنج ز فریاد بریساحت است
در عقب رنج بسی راحت است
حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶
ما را به روی دوست همه رنج راحت است
مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است
حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک
آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است
می در فراق مونس بیدل بود که می
[...]
ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱
بر خوان حسن تو نمکی از ملاحت است
ما را از او نصیب نمک بر جراحت است
ساقی بیار راح که راحت دهد به روح
کز راح روح من همه از رنج راحت است
از تشنگی حلال نمیدانم از حرام
[...]
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵
روی خوش تو مطلع صبح صباحت است
خط لب تو سبزی خوان ملاحت است
هر گوهر سخن که گذشته ست بر لبت
دری به لب فتاده ز بحر فصاحت است
دل شد جراحت از تو و این اشک سرخ هست
[...]
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸
گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
مارا ز زخم تیر بتان چشم راحت است
گل راست حسن و بسته دهان مرا نمک
حسن نکو بسی است سخن در ملاحت است
زنگ از دلم ببرد جمالش که از صفا
[...]
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵
پیشانی تو مشرق صبح ملاحت است
خال لب تو تکمهی جیب ملاحت است
بر زخم دل تبّسم دندان نما ز لطف
از بهر بیم بسمل ناز تو راحت است
تنها چرا تو باده حرامی شوی رفیق
[...]
