گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
مارا ز زخم تیر بتان چشم راحت است
گل راست حسن و بسته دهان مرا نمک
حسن نکو بسی است سخن در ملاحت است
زنگ از دلم ببرد جمالش که از صفا
چون حسن صادقان همه حسن و صباحت است
ما درد پروریم و نیاز آر آرزو
مره م نمی خرد دل ما تا جراحت است
اهلی حکایت غم دل شرح می دهد
او را ز گفتگو نه هوای فصاحت است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به احساسات عمیق و جراحات ناشی از عشق اشاره میکند. او میگوید که زخمهای دل ناشی از عشق، به نوعی راحتی را نیز به همراه دارد. جمال و زیبایی معشوق در دل او تأثیر عمیق و شفابخشی دارد. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که عشق و درد برای او جزئی از زندگی است و غم دلش را به خوبی شرح میدهد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این گفتگو درباره معشوق، او را به یاد زیبایی و لذتهای عشق میاندازد.
هوش مصنوعی: اگر درد عشق برای دیگران زخم و آسیب به حساب میآید، اما برای ما تیر ناز چشمان محبوب مانند آرامش و راحتی است.
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی گل به شکل حقیقی، جذابیت و دلربایی خاصی دارد. در این میان، خاموشی من به خاطر شگفتیهای محبت و زیبایی بسیار است، به طوری که صحبت درباره این ملاحت و لطافت بسیار گویاست.
هوش مصنوعی: زیبایی او تمام ناراحتیها و غمهای دلم را از بین میبرد، چون مانند حسنهای صادق و راستین، به طور کامل پر از زیبایی و صفاست.
هوش مصنوعی: ما دردی را تحمل کردهایم و نیاز به خواستههایمان داریم، اما دل ما تا زمانی که زخمی است، هیچ چیز نمیارزد.
هوش مصنوعی: اهلی داستان غم دل را بیان میکند، او از گفتگو غافل است و به زیبایی بیان توجه نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما را به روی دوست همه رنج راحت است
مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است
حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک
آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است
می در فراق مونس بیدل بود که می
[...]
بر خوان حسن تو نمکی از ملاحت است
ما را از او نصیب نمک بر جراحت است
ساقی بیار راح که راحت دهد به روح
کز راح روح من همه از رنج راحت است
از تشنگی حلال نمیدانم از حرام
[...]
روی خوش تو مطلع صبح صباحت است
خط لب تو سبزی خوان ملاحت است
هر گوهر سخن که گذشته ست بر لبت
دری به لب فتاده ز بحر فصاحت است
دل شد جراحت از تو و این اشک سرخ هست
[...]
پیشانی تو مشرق صبح ملاحت است
خال لب تو تکمهی جیب ملاحت است
بر زخم دل تبّسم دندان نما ز لطف
از بهر بیم بسمل ناز تو راحت است
تنها چرا تو باده حرامی شوی رفیق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.