رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶۸
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۱
شبی دیرند و ظلمت را مهیا
چو نابینا درو دو چشم بینا
ابوالمثل بخارایی » قطعه
برافکند پیری ضیا بر سرت
به چشم بتان ظلمت است آن ضیا
نبینی که باز سپیدی کنون
اگر کبک بگریزد از تو سزا
نبینی سمن برگ نسرین شده
[...]
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم
چو خواهی که یابی زِ هَر بَد رَها
سَر اَندر نَیاری به دامِ بَلا
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه
چو سی روز گردش بپیمایَدا
شَوَد تیره گیتی بِدو روشَنا
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
که بر هفت کشور منم پادشا
جهاندار پیروز و فرمانروا
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
بر این گفتهٔ من چو داری وفا
جهاندار باشی یکی پادشا
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
کلید خورش خانهٔ پادشا
بدو داد دستور فرمانروا
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
خورشگر بدو گفت کای پادشا
همیشه بزی شاد و فرمانروا
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
دو پاکیزه از گوهر پادشا
دو مرد گرانمایه و پارسا
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
بفرمود پس کاوه را پادشا
که باشد بران محضر اندر گوا
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
نباشم بدین محضر اندر گوا
نه هرگز براندیشم از پادشا
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
همیکرد خواهد ز چشمم جدا
یکی رای باید زدن با شما
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳ - خواستههای شاه یمن
ازیرا که پروردهٔ پادشا
نباید که باشد به جز پارسا
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
منم بندهای شاه را ناسزا
چنین بر تن خویش ناپارسا
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲ - زاده شدن منوچهر
چو از مادر مهربان شد جدا
سبک تاختندش به نزد نیا
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۴ - سفر سام و زال به کابل و عاشق شدن زال بر دختر مهراب
بدو گفت مهراب کای پادشا
سرافراز و پیروز و فرمان روا
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۹ - رفتن زال به دیدار رودابه و انداختن رودابه کمند گیسو زال را
که بر من نباشد کسی پادشا
جهان آفرین بر زبانم گوا
فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۸ - پرواز کاووس به آسمان با عقابها و سقوط او
پراندیشه شد جان آن پادشا
که تا چون شود بی پر اندر هوا
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۰ - خشم کاووس و فرمان بردار کردن رستم، زدن طوس، میانجیگری گودرز و بزم آشتی
خردمند باید دل پادشا
که تیزی و تندی نیارد بها
