گنجور

عطار » خسرونامه » بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو

 

چنین گفت او که کرد از وی روایت

کسی کو بود راوی حکایت

که چون خسرو ز رنج و غم بیاسود

همیشه شادمان و کامران بود

نیاسود از سرود رود ونخجیر

[...]

۲۶۷ بیت
عطار
 

محمد کوسج » برزونامه (بخش کهن) » بخش ۱۳ - آمدن بیژن و آوردن برزوی رستم زال را قسمت دوم

 

چنین گفت برزوی آن گه بدوی

که ای نامور دلبر خوب روی

چگونه ست آن زن به دیدار و موی

چه می جوید امشب در ایوان اوی

چو رامشگر آن درد برزوی دید

[...]

۲۶۷ بیت
محمد کوسج
 

واقف لاهوری » ترجیع‌بند بندهٔ دردمند

 

ای زلف تو عنبرین کمندی

در عهد تو هر دلی به بندی

آن دل که به بند زلفت افتاد

دیگر نشنید هیچ پندی

ای سروقد از کدام باغی

[...]

۲۶۷ بیت
واقف لاهوری