فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱ - بر تخت نشستن بهرام گور، بیعت ایرانیان و خطبههای نهروزه و نامه به مهتران
چو بر تخت بنشست بهرام گور
برو آفرین کرد بهرام و هور
پرستش گرفت آفریننده را
جهاندار و بیدار و بیننده را
خداوند پیروزی و برتری
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲ - بخشایش بهرام به پایمردی منذر، سپردن سپاه به نرسی، سوختن دیوان خراج و منادی داد
دگر روز چون بردمید آفتاب
ببالید کوه و بپالود خواب
به نزدیک منذر شدند این گروه
که بهرام شه بود زیشان ستوه
که خواهشگری کن به نزدیک شاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳ - سه روز مهمانی بهرام گور در جامهٔ سپاهی نزد لنبک آبکش و گرو نهادن جامه و مشک
چنان بد که روزی به نخچیر شیر
همیرفت با چند گرد دلیر
بشد پیر مردی عصایی به دست
بدو گفت کای شاه یزدانپرست
به راهام مردیست پرسیم و زر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴ - پناه شبانهٔ بهرام گور به خانهٔ جهود، شرط پاککردن سرگین و وفای پیمان با دستار حریر
ز پیش سواران چو ره برگرفت
سوی خان بیبر به راهام تفت
بزد در بگفتا که بیشهریار
بماندم چو او بازماند از شکار
شب آمد ندانم همی راه را
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۵ - گشودن خان پرگنج بهرام جهود، شگفتی شاه و سپردن خواسته به لنبک آبکش با چهار درم به جهود
برفت و بیامد به ایوان خویش
همه شب همی ساخت درمان خویش
پراندیشه آن شب به ایوان بخفت
بخندید و آن راز با کس نگفت
به شبگیر چون تاج بر سر نهاد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۶ - شکار بهرام در بیشهٔ شیران، کشتن نر و ماده و بخشیدن جایگاه به مهربنداد
چو یوز شکاری به کار آمدش
بجنبید و رای شکار آمدش
یکی بارهای تیزرو بر نشست
به هامون خرامید بازی به دست
یکی بیشه پیش آمدش پردرخت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۷ - مستی کبروی در بزم بهرام، کندن چشمانش به دست زاغ و حرامکردن می
چو بنشست می خواست از بامداد
بزرگان لشکر برفتند شاد
بیامد همانگه یکی مرد مه
ورا میوه آورد چندی ز ده
شتربارها نار و سیب و بهی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۸ - خواستگاری پسر کفشگر، درمان سستی با می نهان، نشستن بر شیر و حلال شدن نبید
برینگونه بگذشت سالی تمام
همی داشتی هرکسی می حرام
همان شه چو مجلس بیاراستی
همان نامهٔ باستان خواستی
چنین بود تا کودکی کفشگر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۹ - خشم بهرام گور بر ده بیآفرین، ویرانی از همهمهتری و آبادی دوباره با یک کدخدا
بیامد سوم روز شبگیر شاه
سوی دشت نخچیرگه با سپاه
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای
برو داستانها همی خواندند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۰ - شکار بهرام در نخچیرگاه، جشن شبانهٔ دختران آسیابان و خواستگاری چهار دوشیزهٔ بیچیز
دگر هفته با موبدان و ردان
به نخچیر شد شهریار جهان
چنان بد که ماهی به نخچیرگاه
همی بود میخواره و با سپاه
ز نخچیر کوه و ز نخچیر دشت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
دگر هفته آمد به نخچیرگاه
خود و موبدان و ردان سپاه
بیامد یکی مرد مهترپرست
چو باد دمان با گرازی به دست
بپرسید مهتر که بهرامشاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۲ - شکار بهرام گور، پریدن طغری و خواستگاری سه دختر برزین
به روز سدیگر برون رفت شاه
ابا لشکر و ساز نخچیرگاه
بزرگان ایران ز بهر شکار
به درگاه رفتند سیصد سوار
ابا هر سواری پرستنده سی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۳ - شکار هشتم بهرام: دوختن گور نر و ماده به یک تیر و آفرین لشکر
به هشتم بیامد به دشت شکار
خود و روزبه با سواری هزار
همه دشت یکسر پر از گور دید
ز قربان کمان کیان برکشید
دو زاغ کمان را به زه بر نهاد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
وزانجا برانگیخت شبرنگ را
بدیدش یکی بیشه تنگ را
دو شیر ژیان پیش آن بیشه دید
کمان را به زه کرد و اندر کشید
بزد تیر بر سینهٔ شیر چاک
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵ - دیدار بهرام گور با فرشیدوردِ ناسپاس، کشف گنج نهان و فرمان بخشش خواسته به نیازمندان
بخفت آن شب و بامداد پگاه
بیامد سوی دشت نخچیرگاه
همه راه و بیراه لشکر گذشت
چنان شد که یک ماه ماند او به دشت
سراپرده و خیمهها ساختند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
بفرمود تا تخت شاهنشهی
به باغ بهار اندر آرد رهی
به فرمان ببردند پیروزه تخت
نهادند زیر گلفشان درخت
می و جام بردند و رامشگران
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷ - شکار بهرام گور: زخم شگفت تیر و تیغ، بخشش گوران و باژ، آراستن شبستان در اصطخر
دگر روز چون تاج بفروخت هور
جهاندار شد سوی نخچیر گور
کمان را به زه بر نهاده سپاه
پس لشکر اندر همی رفت شاه
چنین گفت هرکو کمان را به دست
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸ - شب بهرام در سرای بازارگان بخیل، خوان شاگرد و بندگی بازارگان بر تخت شاه
دگر هفته تنها به نخچیر شد
دژم بود با ترکش و تیر شد
ز خورشید تابنده شد دشت گرم
سپهبد ز نخچیر برگشت نرم
سوی کاخ بازارگانی رسید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹ - کشتن اژدها، میهمانی نهانی بهرام گور و خشک شدن شیر گاو از بیداد
همی بود یک چند با مهتران
می روشن و جام و رامشگران
بهار آمد و شد جهان چون بهشت
به خاک سیه بر فلک لاله کشت
همه بومها پر ز نخجیر گشت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰ - بازی بهرام و غفلت مرزها، تاختن خاقان به مرو و نامهٔ بندگی ایرانیان
برینگونه یک چند گیتی بخورد
به رزم و به بزم و به ننگ و نبرد
پس آگاهی آمد به هند و به روم
به ترک و به چین و به آباد بوم
که بهرام را دل به بازیست بس
[...]
