فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱ - نشستن لهراسپ بر تخت داد، اندرز شاهی، آمدن دانایان به بلخ و ساختن آتشکدهٔ برزین
چو لهراسپ بنشست بر تخت داد
به شاهنشهی تاج بر سر نهاد
جهان آفرین را ستایش گرفت
نیایش ورا در فزایش گرفت
چنین گفت کز داور داد و پاک
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۲ - خواست تاج و تخت از لهراسپ، رنجش گشتاسپ و گریز شبانهاش به هند
دو فرزند بودش به کردار ماه
سزاوار شاهی و تخت و کلاه
یکی نام گشتاسپ و دیگر زریر
که زیر آوریدی سر نره شیر
گذشته به هر دانشی از پدر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۳ - رفتن گشتاسپ به کابل، بازگرداندن زریر، جشن آشتی با لهراسپ و گله از تاج کاوسیان
همی رفت گشتاسپ پرتاب و خشم
دلی پر ز کین و پر از آب چشم
همی تاخت تا پیش کابل رسید
درخت و گل و سبزه و آب دید
بدان جای خرم فرود آمدند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۴ - گریز شبانهٔ گشتاسپ از ایران به روم، پند موبد و بازگشت نومید فرستادگان
شب تیره شبدیز لهراسپی
بیاورد با زین گشتاسپی
بپوشید زربفت رومی قبای
ز تاج اندر آویخت پر همای
ز دینار وز گوهر شاهوار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۵ - رسیدن گشتاسپ به روم، ناکامی نزد دبیران و نستاو و شکستن سندان بوراب
چو گشتاسپ نزدیک دریا رسید
پیاده شد و باژ خواهش بدید
یکی پیرسر بود هیشوی نام
جوانمرد و بیدار و با رای و کام
برو آفرین کرد گشتاسپ و گفت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۶ - اندوه گشتاسپ در سایهٔ درخت روستا، مهمانی کدخدای نژاد آفریدون و گذشتن ماهها
همی بود گشتاسپ دل مستمند
خروشان و جوشان ز چرخ بلند
نیامد ز گیتیش جز زهر بهر
یکی روستا دید نزدیک شهر
درخت و گل و آبهای روان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۷ - خواب کتایون، برگزیدن گشتاسپِ غریب در انجمن قیصر و خشم پدر
چنان بود قیصر بدانگه برای
که چون دختر او رسیدی بجای
چو گشتی بلند اختر و جفت جوی
بدیدی که آمدش هنگام شوی
یکی گرد کردی به کاخ انجمن
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۸ - پیوند گشتاسپ و کتایون بیگنج و تاج، فروش یاقوت و دوستی با هیشوی
چو بشنید قیصر بر آن برنهاد
که دخت گرامی به گشتاسپ داد
بدو گفت با او برو همچنین
نیابی ز من گنج و تاج و نگین
چو گشتاسپ آن دید خیره بماند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۹ - خواستگاری میرین از دختر قیصر، شرط گرگ فاسقون و رفتن گشتاسپ به بیشه
یکی رومئی بود میرین به نام
سرافراز و بارای و با گنج و کام
فرستاد نزدیک قیصر پیام
که من سرفرازم به گنج و به نام
به من ده دلآرام دخترت را
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۰ - کشتن گرگ بیشه به دست گشتاسپ، پنهان داشتن راز از کتایون و دعوی دروغین میرین نزد قیصر
چو نزدیک شد بیشه و جای گرگ
بپیچید میرین و مرد سترگ
به گشتاسپ بنمود به انگشت راست
که آن اژدها را نشیمن کجاست
وزو بازگشتند هر دو بهدرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۱ - خواستگاری اهرن از دختر کهتر قیصر، شرط اژدهای سقیلا و چارهجویی از میرین و هیشوی
ز میرین یکی بود کهتر به سال
ز گردان رومی برآورده یال
گوی بر منش نام او اهرنا
ز تخم بزرگان رویین تنا
فرستاد نزدیک قیصر پیام
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۲ - کشتن اژدهای سقیلا به دست گشتاسپ، هنرنمایی در میدان قیصر و نهادن افسر بر فرخزاد
بشد اهرن و هرچ گشتاسپ خواست
بیاورد چون کارها گشت راست
ز دریا به زین اندر آورد پای
برفتند یارانش با او ز جای
چو هیشوی کوه سقیلا بدید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۳ - نامهٔ قیصر به الیاس خزر و پاسخ سرکش او، آمادگی گشتاسپ و رد فرستادهٔ فریبکار
به قیصر خزر بود نزدیکتر
وزیشان بدش روز تاریکتر
به مرز خزر مهتر الیاس بود
که پور جهاندار مهراس بود
به الیاس قیصر یکی نامه کرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۴ - رزم گشتاسپ با الیاس، اسارت و سپردنش به قیصر و نهادن کلاه کیان
چو خورشید شد بر سر کوه زرد
نماند آن زمان روزگار نبرد
شب آمد یکی پردهٔ آبنوس
بپوشید بر چهرهٔ سندروس
چو خورشید ازان کوشش آگاه شد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۵ - فرستادن قالوس به درگاه لهراسپ برای باژخواهی و شناختن گشتاسپ از سیمای زریر
برین نیز بگذشت چندی سپهر
به دل در همی داشت و ننمود چهر
بگشتاسپ گفت آن زمان جنگجوی
که تا زندهای زین جهان بهر جوی
براندیش با این سخن با خرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۶ - فرستادن لهراسپ زریر را با تاج و درفش کاویانی به حلب، پیام جنگ و پذیرش قیصر
پر اندیشه بنشست لهراسپ دیر
بفرمود تا پیش او شد زریر
بدو گفت کاین جز برادرت نیست
بدین چاره بشتاب وایدر مهایست
درنگ آوری کار گردد تباه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۷ - تاجگذاری گشتاسپ نزد زریر، آمدن قیصر و کتایون، و سپردن تخت از لهراسپ
چو برخاست قیصر به گشتاسپ گفت
که پاسخ چرا ماندی در نهفت
بدو گفت گشتاسپ من پیش ازین
ببودم بر شاه ایران زمین
همه لشکر شاه و آن انجمن
[...]
