نه تنها بندهٔ بالای موزونت صنوبر شد
علم شد، سردوبان شد، نیشکر شد، نخل نوبر شد
نه تنها گل ز نرمی شرمگین شد پیش اندامت
کتان شد، پرنیان شد، حلّه شد، دیبای اخضر شد
نه تنها شور بر پا شد که دوش از بزم ما رفتی
بلا شد، فتنه شد، آشوب شد، غوغای محشر شد
نه تنها یاسمن شد سخرهٔ سیمین بنا گوشت
سمن شد، نسترن شد، لاله شد، نسرین صد پر شد
نه تنها مدّعی شد کامران از زلف پر چینت
صبا شد، شانه شد، مشّاطه شد، عنبرچهٔ زر شد
نه تنها شد صبوحی از غم هجران تو محزون
فغان شد، ناله شد، خونین جگر شد، دیده تر شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای غم و شور حاکم در غیاب معشوق میپردازد. او از زیبایی و لطافت گلها و طبیعت سخن میگوید که به خاطر دوری معشوق تحت تاثیر قرار گرفته است. غزل، غم عشق و اشتیاق را با تصاویری از خنکای گلاب و شکیبایی پرنیان و همچنین حال و هوای محشر گونهای که از فقدان معشوق نشأت میگیرد، به تصویر میکشد. در این میان، احساساتی چون فغان و ناله به همراه یادآوری زیباییهای معشوق، فضا را پر میکند و به عمق محنت شاعر میافزاید.
هوش مصنوعی: فقط من نیستم که در سایهی زیبایی تو رشد کردهام، بلکه دیگران هم تحت تأثیر تو قرار گرفتهاند و به چیزهای باارزشی تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی: گل به خاطر نرمی و لطافتش در برابر زیبایی تو شرمگین و خجالتزده شد، به طوری که به نوعی پارچههای نرم و با ارزش مانند کتان، پرنیان، حلّه و دیبای سبز تبدیل گردید.
هوش مصنوعی: با رفتن تو از میکده، تنها شوری به پا نشد، بلکه هرج و مرج و فتنهای به وجود آمد و غوغایی مانند روز قیامت ایجاد شد.
هوش مصنوعی: در میان گلها، یاسمن به زیبایی و ظرافتی دست یافته که مانند برف سفید و خالص است. دیگر گلها نیز هر کدام به نوعی زیبا و خاص شدهاند؛ گوشت سمن به لطافتش نمایان شده و نسترن، لاله و نسرین نیز به زیبایی و شکوفایی در آمدهاند. در این میان، بسیاری از گلها به طرز شگفتانگیزی شکوفا و پر از زندگی شدهاند.
هوش مصنوعی: کامران فقط ادعا نمیکند، بلکه از زلفهای پرچین و تاب تو، نسیم به وجود آمده، شانهای برای آن شده، آرایشگرش شده و بویی معطر و خوش از آن به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: نه تنها این که شراب نوشیدن باعث غم و اندوه فراق تو شده است، بلکه فریاد من هم بلند شده و نالهام اثر عمیقی بر دل گذاشته است و چشمانم پر از اشک شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نبینی باغ را کز گل چگونه خوب و دلبر شد
نبینی راغ را کز لاله چون زیبا و در خور شد
زمین از نقش گوناگون چون دیبای ششتر شد
هزار آوای مست اینک به شغل خویشتن در شد
تذرو جفت گم کرده کنون با جفت همبر شد
[...]
بحمدالله که باز از عدل یعقوبی جهان پر شد
بنای خطبه ی شاهی بنام بایسنغر شد
ز خوان غیب یک نعمت نصیب ما و ساغر شد
ز خون خوردن چرا نالیم کاین روزی مقدر شد
دل از آمیزش بیگانه و خویشان به تنگ آمد
بیابان جنونی کو که صحبتها مکرر شد
در حرص ار به رویت بسته گردد گنجها یابی
[...]
زنور عارضش هر ذره ای خورشید منظر شد
زشکر خنده اش هر چشم موری تنگ شکر شد
چه رخسار جهانسوز و چه چشم دلفریب است این
که از نظاره اش هر قطره اشکم چشم دیگر شد
من آن روزی که در رخسار آتشناک او دیدم
[...]
گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شد
نقاب از آتش رخسار او، بال سمندر شد
مشبک شد چنان از خارخار دیدنش چشمم
کزان نور نگاهم تارها چون دود مجمر شد
گنه کاران شدند از حشر من گرم عرق ریزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.