ز دودمان دل و دیده یادگار منم
به داغ او که جگر گوشه بهار منم
حساب جنبش مژگان فتنه از من پرس
به کارخانه دل صاحب اعتبار منم
چگونه معذرت اضطراب دل خواهم
که آن سوار به هر جا رود غبار منم
به دل ز یاد تو آیینه خانه ای دارم
فروغ خلوت شبهای انتظار منم
فسرده خون من این شعله را ز پا بنشاند
به هر که تیغ کشد عشق شرمسار منم
اسیر عشقم و باج از ستاره می گیرم
همین بس است که محمود روزگار منم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، خود را به عنوان ابراز عشق و دلتنگی معرفی میکند. او از رنج و دشواریهایی که عشق برایش به همراه داشته میگوید و به تأثیر عمیق آن بر زندگیاش اشاره میکند. او خود را اسیر عشق میداند و در عین حال، به قدرت و اعتبار عشق در وجودش و تأثیر آن بر احوال و احساساتش تأکید میکند. شاعر با تصاویری از خاطرات و احساساتش، حال و هوای یأس و انتظار را به تصویر میکشد و بیان میکند که عشق همواره در زندگیش جاریست.
هوش مصنوعی: من از نسل دل و چشم خودم و یادگارهایی از آنها هستم. به خاطر غم او که عزیزترین و گرانبهاترین چیز زندگیام بود، رنج میبرم.
هوش مصنوعی: از من بپرس که چطور حرکات مژگانم میتواند فتنه ایجاد کند، زیرا من کسی هستم که دلهایی را تحت تأثیر قرار دادهام و اعتبار دارم.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم بابت نگرانی قلبم عذرخواهی کنم، در حالی که هر جا که آن سوار برود، من هم مثل غباری در پی او هستم.
هوش مصنوعی: در دل من یاد تو مانند آینهای است که در تاریکی شبهای انتظارم، نور و روشنی میافکند.
هوش مصنوعی: خون من از درد و رنج به شدت کم شده و این شعله (عشق) مرا به زمین میاندازد. به هر کسی که برای عشق خود مبارزه کند، من از او شرمندهام.
هوش مصنوعی: گرفتهام در دام عشق و همه چیز را از زیباییها میطلبم. همین که محمود، محبوب من است، برای من کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.