آن را که من زمال جهان محتشم کنم
بخشم لباس دردی و داغی کرم کنم
دیوانگی جواب سلامم نمی دهد
زین بیشتر بگو زتعین چه کم کنم
از بسکه خاطرم ز دو عالم رمیده بود
فرصت نشد که سیر دیار عدم کنم
گر خشم دوست قابل دوزخ شناسدم
لطفش به خاطر آرم و سیر ارم کنم
مستم دعای بی اثر از من غنیمت است
صوفی نیم که رزق کسی بیش و کم کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع درد و جدایی از محبوب میپردازد و احساسات عمیق خود را با زبانی عاطفی بیان میکند. او از هجران و کمبود فرصت برای مطرح کردن احساسات شکایت دارد و در عین حال به عشق و محبت به دوست و آثار آن اشاره میکند. همچنین، شاعر به بینتیجه بودن دعاهایش اعتراف میکند و خود را در حالتی از مستی و گیجی میبیند که نمیتواند به درستی احساساتش را بیان کند. در نهایت، او نسبت به لطف دوست در عین خشم، تأمل میکند و از نبود ارتباط واقعی با معشوق گلایه دارد.
هوش مصنوعی: کسی را که من از شدت دنیا غمگین و متاثر کنم، به او لباسی از درد و ناراحتی میپوشانم و برایش دلی پر از رنج و سوختگی فراهم میکنم.
هوش مصنوعی: دیوانگی به سلامم پاسخ نمیدهد، پس از این بیشتر بگو چه چیزهایی را باید کم کنم تا بهحدنظم برسم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه ذهنم به شدت تحت تأثیر دو دنیا قرار گرفته بود، نتوانستم فرصت کنم که به سفر به سرزمین عدم بروم.
هوش مصنوعی: اگر خشم دوست را دردناک و جهنمی بدانم، اما محبتش را به یاد میآورم و با آن، خود را آرام میکنم.
هوش مصنوعی: من از دعای بینتیجه خود خوشحالم؛ چون من زاهدی نیستم که بخواهم روزی کسی را کم و یا زیاد کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خود را همی به نقش طرازی علم کنم
تا با تو خوش نشینم و نظاره هم کنم
خواهی فراغ خویش بیفزای بر ستم
تا در عوض همان قدر از شکوه کم کنم
قاتل بهانه جوی و دعا بی اثر بیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.