خموشیها عجب شیرین زبانی است
لب کم حرف رنگین داستانی است
سر هر خار این صحرای خونخوار
نشان بیرق صاحبقرانی است
اشارتهای مدهوش زمانه
تغافلهای خاموش بیانی است
میندیش از خم بازوی سرکش
خدنگ هر کج اندیشی کمانی است
چه پرسی از دیار خاکساری
گل هر سرزمینی آسمانی است
شب و روز و مه و سالش بهار است
کدوی باده پیر دل جوانی است
اسیر عشق را در وادی شوق
زهر گامی پیامی آسمانی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییها و لطافتهای زندگی اشاره میکند. او با نگاهی به خاموشیها و بیانهای غیرکلامی، اهمیت رازها و نشانههای زندگی را مینماید. به سرشت عشق و شوق اشاره میکند و بیان میکند که زندگی، حتی در سختیها، پیامی آسمانی دارد. وجود زیباییها در زندگی و شور زندگی در میان چالشها به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به تأثیر عشق و شوق در زندگی انسان پرداخته و آن را به عنوان نیرویی معنوی و دلانگیز معرفی میکند.
هوش مصنوعی: سکوتها به شکلی جالب و زیبا سخن میگویند، و کم حرفی لبها داستانی رنگین و جذاب را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در هر نقطه از این زمین خونی که شناسنامهی پرچم حکمرانی است.
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه نشانهها و علامتهای گیج کنندهای که از زمانه به ما میرسد، به نوعی بیتوجهی و سکوت را بیان میکند. به عبارتی، در پس این نشانهها، پیامهایی وجود دارد که به سادگی درک نمیشوند و شاید نشاندهنده وضعیتهای عمیقتری از عدم توجه یا بیخبری باشند.
هوش مصنوعی: نگران نباش از خمش و قدرت تیر، چون هر فکری که به ذهنت برسد، مانند کمانی است.
هوش مصنوعی: هر پرسشی که از سرزمین خاکی گلها داشته باشی، این را بدان که هر سرزمینی یک آسمان خاص خود را دارد.
هوش مصنوعی: هر شب و روز و ماه و سالی که میگذرد، زمان جوانی و شادابی است و همچون کدوهایی که در بادهای پیر همیشه سرسبز هستند، روح جوانی همچنان زنده و سرزنده باقی میماند.
هوش مصنوعی: محبتی که انسان را به دام خودش میاندازد، در مسیر علاقه و اشتیاق، پیامی الهی و ناب را به دنبال دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دهان زهدم ار چه خشک خانی است
لسان رَطبَم، آب زندگانی است
کمال سالک اینجا جانفشانی است
پس آنگه دیدن راز نهانی است
نه بلبل بر گلش تسبیحخوانیاست،
که هر خاری به تسبیحش زبانیاست
شناسد آنکه مرد زندگانی است
که ذوق برگ خائی ذوق جانی است
پس از وی جرمهای آسمانی است
که در وی سورهٔ سبع المثانی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.