ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است
روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است
از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است
از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است
یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تشنگی و دلسوزی ناشی از عشق خود اشاره دارد. او از آتش عشق و غم فارغالتحصیل میگوید که دلش را در آتش سوزانده و همه چیز را به ایما و گریه برمیگرداند. یاد معشوق و زیبایی او مانند شعلهای در دل و جان او شعلهور است و هر چیزی که به آن نگاه کند، در آتش این عشق نمایان میشود. در نهایت، اثر عمیق و سوزان عشق را بر وجود خود احساس میکند و به نوعی به سوختن و رنج ناشی از آن اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، دل ما به خاطر تو در آتش میسوزد، جام پر از شراب شده و جام بلورین نیز در آتش است.
هوش مصنوعی: چشم ما به یاد تو روشن است و هر چیزی را که نگاه کنیم، فقط آتش میبینیم.
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیتی که او دارد، چمنزار مانند شعلهای در آتش میسوزد و تمام وجودش آتشینی شده است.
هوش مصنوعی: از نوعی گل و شمع که در کنار هم قرار دارند، به نظر میرسد که هر کسی به رنگ و حالتی متفاوت در آنجا حضور دارد و همه در آتش عشق و چالشها هستند.
هوش مصنوعی: نگاه محبتآمیز تو را به یاد آوردم و این یاد باعث شد که درونم مثل آتش بسوزد. دلتنگی و درد جدایی مرا به شدت آزار میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.