قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
نا امیدان را به نومیدی امید دیگر است
عالم می وسعتی دارد که در هر گوشه ای
جام نوروز دگر پیمانه عید دیگر است
گرمی هنگامه دل از زیان و گوش نیست
راز داران تو را گفت و شنید دیگر است
دید اگر داری چراغ از دور روشن می کنی
تیره بختی مشرق روز سفید دیگر است
سرگرانش دیده ای هشیار کی یابی اسیر
هر نگاه تلخ او جام نبیذ دیگر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مسأله امید و غم میپردازد و بیان میکند که وجود کلید دیگر برای گشودن قفل غم، امید است. او به وسعت عالم اشاره میکند که در هر گوشهاش فرصتی تازه برای عید و شادمانی وجود دارد. همچنین، شاعر تأکید میکند که گرمی دل در لحظات سخت، ناشی از درک رازهایی است که باید شنید. در نهایت، با اشاره به روشنایی چراغ امید، به این نتیجه میرسد که در هر شرایطی میتوان از تلخیها عبور کرد و به خوشیها رسید.
هوش مصنوعی: غم میتواند قلب را محکم ببندد، اما کلید باز کردن آن امید است. افرادی که ناامیدند، در دل خود امیدی دیگر دارند.
هوش مصنوعی: دنیا وسعتی دارد که در هر نقطهاش، شادی و جشن دیگری وجود دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که قلب آدمی به خاطر زیان و مشکلات، دچار آشفتگی میشود، رازهای درون او را افرادی که قابل اعتماد هستند، به یکدیگر منتقل کرده و میگویند. اما حال این موضوع متفاوت است.
هوش مصنوعی: اگر میبینی که چراغی از دور روشن است، بدان که این نشانه تیرهبختی است، زیرا صبح روشن و سپید دیگری در انتظار توست.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تأثیر عمیق و مخرب نگاههای تلخ و خشمگین اشاره میکند. وقتی که کسی به این نگاهها دقت میکند و تحت تأثیر آن قرار میگیرد، به نوعی اسیر میشود. این تجربه و احساس میتواند به نوعی حالتی چون مستی از شراب به وجود آورد، به طوری که فرد به سمت حالتی دیگر از زندگی حرکت میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.