|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود صحبت میکند. او به توصیف زیبایی اندام محبوب میپردازد و آن را به بهار تشبیه میکند. در عالم عشق، هر لحظه مانند صبحی نو و سرشار از محبت است و دلهای عاشق همواره در جستجوی نشأتی دوبارهاند. شاعر همچنین به احساس تنهایی و دوری از محبوب اشاره کرده و میگوید که درد هجر را تنها با نوشیدن شراب میتواند تسکین دهد. در این اثنا، به موضوعاتی چون شیدایی و اشتیاق نیز پرداخته میشود.
هوش مصنوعی: از تصویر تو، جیب قبا مانند آینهای غمناک به نظر میرسد و پیراهنی که به تن داری، پر از زیبایی و شادابی بهار است.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و محبت، همیشه حالتی شبیه به صبح و تازگی حاکم است و دلهای پاک و عاشق نیازی به تفکیک شب و روز ندارند. آنها در یک حالت سرشار از نور و عشق زندگی میکنند و زمان برایشان اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: در تاریکی شب جدایی از ستم رهایی یافتم، چرا که تصور حضور تو برایم مثل بامداد و شروع یک شکار شیرین است.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به اهمیت و ارزش شراب و تأثیر آن بر حال و احوال انسانها اشاره میکند. به نظر میرسد که منظور این است که با کشتن منصور، مشکلی حل نمیشود و در نهایت، نوشیدن شراب تنها راهی است که میتواند خستگی و کسالت را از بین ببرد. به عبارت دیگر، نقش شراب در شادابی و نشاط انسانها مورد تأکید قرار گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنگام گل و لاله و ایام بهار است
عالم چون رخ خوبان پر نقش و نگار است
نرگس به چمن در صنمی سبز لباس است
سوسن به صف اندر پسری سیمعذار است
خیزید و می آرید که هنگام بهار است
رخسار عروسان چمن همچو نگار است
آن شاخ که بُد عور، کنون مُلحَمپوش است
و آن دشت که بُد ساده، کنون سرّ عذار است
در دامن گلزار، صبا مدخنهسوز است
[...]
ما را هوس صحبت جان پرور یار است
ور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است
آتش نفسان قیمت میخانه شناسند
افسرده دلان را به خرابات چه کار است
نی را که نوا از لب یارست به هر حال
[...]
اکنون که ز پیریم به عینک سر و کار است
پیوسته دو چشمم به تماشای تو چار است
در دیدهٔ عالی نظران چرخ و کواکب
دودی است که آمیخته با مشت شرار است
در راه تو آنرا که به دریا دل خود داد
[...]
به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
ترنجبینی اگر هست بر سر خار است
به باد رفتهٔ ذوق فضولییم همه
سر هوا طلبیها حباب دستار است
عنان وحشت مجنون ما که میگیرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.