دل بی درد ز افسردن حالش پیداست
صید آزاد ز نقش پر و بالش پیداست
خس نقاب آمده این شعله ز خلوتگه راز
هر کجا می روم از سینه خیالش پیداست
گهر پاک چه غم دارد از آسیب حسود
لعل اگر خاک شود آب زلالش پیداست
سرمه بینا شده از سایه مژگان سیاه
گوشه چشم نگار از خط و خالش پیداست
همچو آیینه که در سنگ عیان است اسیر
از شب تیره من صبح وصالش پیداست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای دلbroken خود میپردازد و از آثار عشق سخن میگوید. او به وضوح احساساتش را نمایان کرده و نشان میدهد که با وجود درد و رنج، عشق و زیبایی معشوق در وجودش نمود دارد. از آسیبهای حسود و غمهای آن هم غافل نیست و به قدرت و خلوص عشق اشاره میکند. با مقایسههایی چون آیینه و سنگ، شاعر به روشنی میگوید که عشق و وصال محبوبش در وجودش مشهود است و به نوعی امید به روشنی و صبح فردا دارد.
هوش مصنوعی: دل بیدرد، نشان از آرامش و عدم اضطراب دارد، همانطور که پرندهای که در قفس نباشد، آزادیاش از شکل و نقوش پرهایش نمایان است.
هوش مصنوعی: خس، پوشش یا جلوهای از رازی است که در دل شعله نهفته است. هر جا که میروم، اثر و یاد آن خیال در وجودم نمایان است.
هوش مصنوعی: گوهر ناب و باارزش هیچ نگرانی از دشمنی حسود ندارد، چرا که حتی اگر به خاک بیفتد، آب زلالش را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: نگاه کن، سیاهی مژهها باعث زیبایی و درخشانی چشمان او شده است و از نازکی و زیبایی خط و خال صورتش مشخص است که او چه قدر جذاب است.
هوش مصنوعی: مشابه آیینهای که در سنگ نمایان است، من در شب تار خود را به بند کشیدهام و صبح وصل تو برایم روشن و واضح است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.