ممکن به خودیش بود و جودی نبود
گنجی که ز حق بود به پنهان نبود
گر زان که نه او گوش و زبانی بخشد
از خود ما را گفت و شنودی نبود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ممکن به خودیش بود و جودی نبود
گنجی که ز حق بود به پنهان نبود
گر زان که نه او گوش و زبانی بخشد
از خود ما را گفت و شنودی نبود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به بررسی حال و رفتار انسانها میپردازد و میگوید که ممکن است خودشان دارای خوبیها باشند اما به آن عمل نکنند. او بر این نکته تأکید میکند که گنجهای واقعی که از جانب حق نازل میشوند، پنهانی نیستند. اگرچه خداوند گوش و زبان میدهد، اما بیتوجهی ما به این نعمتها باعث میشود که ارتباطی واقعی میان ما و معنویت برقرار نشود. بنابراین، انسانها باید درک بهتری از خود و محیط خود داشته باشند تا از این گنجها بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: شاید چیزی که به خودی خود وجود دارد، به ظاهر قیمتی نباشد، اما گنجی که از حقیقت ناشی شده، هرگز نمیتواند پنهان بماند.
هوش مصنوعی: اگر او به ما گوش و زبانی ندهد، هیچ گفت و شنودی از خودمان نخواهیم داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود
واندر دل من ز مهر تو بوی نبود
چون در خور میدان توام گور نبود
جز جستن من ز پیش روی تو نبود
هرگز دل من زبخت خشنود نبود
می خواست ولی زعشق پر سود نبود
بگذشت شب عمر و در و حاصل من
چون اول افسانه همه بود و نبود
ملک آن پادشاه ملک معنی
که نامش سکه نقد سخن بود
چنان آفاق گیر از اهل معنی
که حد ملکش از قم تا دکن بود
زدی از سوز دل در خانه آتش
[...]
شب از تو جدا، کار دلم شیون بود
بر چشم ترم هر مژه صد سوزن بود
ای نور دو دیده، دیده قدسی دوش
بی روی تو چون چراغ بی روغن بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.