آن کیست که سر مست به بازار بر آمد
آن جان جهان است
صد بار فرو رفت و دگر بار بر آمد
تا هست چنان است
خورشید در آئینهٔ مه کرد نگاهی
آن نور پدید است
در دور قمر آن مه انوار برآمد
بنگر که عیان است
سردار شد و هم سر و دستار بینداخت
در پای حریفان
رندی که چو منصور بر این دار برآمد
سردار جهان است
در کوی خرابات مغان خوش گذری کرد
آن شاهد سرمست
فریاد ز خمخانه و خمار برآمد
کاین کوی مغان است
در آینه بنمود جمال و چه جمالی
دیدیم به دیده
از بتکدهای آن بت عیار برآمد
جانم نگران است
عالم همه مستند ز یک خم شرابی
ما نیز چنانیم
اندک نشد آن باده و بسیار برآمد
ساقیش فلان است
این گفتهٔ مستانهٔ سید چو شنیدی
از ذوق بخوانش
نقدی است که از مخزن اسرار برآمد
آن گنج روان است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف یک شخصیتی روحانی و مست میپردازد که به بازار آمده و جوانی و زندگی را به ارمغان میآورد. او به نوعی نماد عشق و زیبایی است که در نور خورشید و مه نمایان میشود و به دنیای عیش و طرب دعوت میکند. این شخصیت به همراهی مستان و در کوی مغان خوش میگذرانید و در آینه گذشته جمال خود را به نمایش میگذارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که این حال و هوا در وجود او و سایر موجودات تاثیر گذاشته و همگان را مست کرده است، و به نوعی معرفت و راز زندگی را در این حالات میبیند. در پایان اشاره به این میشود که این گفتهها حاوی گنجینهای از حقیقت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: کسی که با سرمستی و شادابی به بازار آمده، همان روح و جان هستی است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی بارها و بارها به حالت اولیه خود برمیگردد و این روند همچنان ادامه دارد. زندگی یا وضعیتها ممکن است در طول زمان تغییر کنند، اما در نهایت به نقطهای مشخص و یا به روال خود باز میگردند.
هوش مصنوعی: خورشید در آینهای به ماه نگاهی انداخت و آن نور به وجود آمد.
هوش مصنوعی: در اطراف ماه، آن نور زیبا و درخشان ظهور کرده است. خوب نگاه کن که این زیبایی واضح و آشکار است.
هوش مصنوعی: او به مقام سرداری رسید و به نشانه احترام، تاج و سربندش را در پای رقبایش انداخت.
هوش مصنوعی: شخص زیرکی که با شجاعت و قاطعیت مانند منصور به پا خواسته، در واقع رهبری بزرگ در دنیا به حساب میآید.
هوش مصنوعی: در محلهی میفروشان، آن دختر سرمست به خوبی و خوشی وقت سپری کرد.
هوش مصنوعی: فریادی از میخانه و حالت مستی بلند شد که اینجا محل دلبستن به مینوشان است.
هوش مصنوعی: در آینه، زیبایی و چهرهای را دیدیم که واقعاً چشمنواز بود.
هوش مصنوعی: از معبدی یک بت زیبا بیرون آمد و جانم را نگران کرد.
هوش مصنوعی: همه چیز در عالم به یک جرعه شراب وابسته است و ما هم به همین شکل هستیم.
هوش مصنوعی: بادهای که مینوشیم کم نشد و ساقی همچنان در حال سرو کردن آن است.
هوش مصنوعی: وقتی این سخن شگفتانگیز و جذاب را از سید شنیدی، به خاطر لذت و خوشحالیات آن را بخوان.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یک محتوا یا شناخت عمیق از دنیای درون و رازهای نهفته حاصل شده است و این درک ارزشمندی است که همچون گنجی روان و جاری به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.