بندگی میکن که تا سلطان شوی
جان فدا میکن که تا جانان شوی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بر اهمیت بندگی و فدای جان در مسیر رسیدن به مقام و منزلت تأکید میکند. او بیان میکند که برای رسیدن به پادشاهی و محبوبیت، باید در خدمت و بندگی دیگران کوشید. مفهوم اصلی شعر به معنای خودگذشتگی و زحمت برای دستیابی به ارزشهای بالای انسانی و روحی است.
هوش مصنوعی: برای اینکه به مقام بلندی دست پیدا کنی، باید در مقام بندگی قرارگیری. با فدای خود بر محبوب، به او نزدیکتر میشوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو نداری تاب آن حیران شوی
شرم داری وز میان پنهان شوی
تن فداکن تا همه تن جان شوی
جان رها کن تا همه جانان شوی
گرد این و آن چه می گردی مدام
این و آن را مان که این و آن شوی
ترک کرمان کن به مصر جان خرام
[...]
« ترک دنیا گیر تا سلطان شوی
ورنه گر چرخی تو، سرگردان شوی
طعمه ی کرمان تن نازان شوی
هم وقود نار دوزخیان شوی
کیفر کردار را ویران شوی
همچو ما تا حشر بی سامان شوی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.