آب چشم ما به روی ما فتاد
مردم دیده در این دریا فتاد
رند سرمستی به میخانه رسید
سر به پای خم نهاد از پا فتاد
برنخیزد جاودان هر کس که او
در خرابات آمد و آنجا فتاد
ما ز دریائیم و دریا عین ما
چشم ما روشن به عین ما فتاد
همدم جامیم و با ساقی حریف
این چنین ذوق خوشی ما را فتاد
دل برفت از ما و در دریا نشست
عاقبت محمود با مأوا فتاد
نعمت الله چون مقام خویش دید
بر در یکتای بی همتا فتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالتی از شور و شوق میپردازد که از دیدن زیباییها و عشق ناشی میشود. او با بیانی لطیف از تسلیم شدن در برابر محبت و میخانه میگوید و میفهماند که انسان باید در برابر این عشق و زیبایی فروتن باشد. در دریا و خم شراب، اوج شادی و خوشی را تجربه میکند و به نوعی با زندگی و وجود خود در هم میآمیزد. در پایان، شاعر به مقام و حالتی از عرفان میرسد که در آن نزد مبدع یکتا قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اشکهای ما بر صورتمان جاری شد و مردم در این دریای غم غرق شدند.
هوش مصنوعی: شخصی سرمست و آزاد، به میخانه وارد شد و سرش را بر دوش خم گذاشت و از شدت خوشی و سرمستی، از پا افتاد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خرابات (محل فساد و خوشگذرانی) بیفتد و در آنجا بماند، هرگز از آن حالت بلند نخواهد شد و تغییر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: ما از جنس دریا هستیم و دریا بخشی از وجود ماست. چشمان ما به حقیقتی که در وجود ماست روشنی میبخشد.
هوش مصنوعی: ما با هم در کنار بادهایم و در کنار ساقی، از این لذت خوشی سرشاریم.
هوش مصنوعی: دل ما غمگین شد و در نهایت، محمود به سیاحت دریا رفت و در آنجا جا گرفت.
هوش مصنوعی: نعمت خداوند وقتی به مقام خود پی برد، به درگاه یگانه و بیهمتایش افتاد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آب چشم ما به روی ما فتاد
سو به سو گشت او ولی دریا فتاد
روی ما خوش بود خوشتر شد از آن
آبرو داریم بروتا فتاد
آب دیده اشک مردم زاده بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.