بلبل جان چو ساکن تن شد
مجلس کاینات گلشن شد
آفتاب وجوب رو بنمود
شب امکان چون روز روشن شد
گنج اسما نثار ما فرمود
نقد هر یک از آن معین شد
بود پیدا ولی نهان از ما
آمد اینجا به ما مبین شد
عین اول ظهور چون فرمود
واضح و لائح و مبرهن شد
جام گیتی نما چو صیقل یافت
حسن آمد به حسن و احسن شد
نعمت الله جمال را بنمود
نور او نور دیدهٔ من شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف زیبایی و شکوه موجودات هستی میپردازد. شاعر با استعارههایی زنده، از تحول و روشنایی در عالم وجود سخن میگوید. انسان در این جهان با جمال و نور الهی آشنا میشود و زیباییها به وضوح در چهره گیتی نمایان میگردد. در نهایت، شاعر به فهم عمیقتری از وجود و جمال خداوند میرسد که موجب روشنی و آگاهی در دل او میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که بلبل جان در بدن ساکن شد، آن گاه جهان به مانند یک گلستان زیبا شد.
هوش مصنوعی: خورشید وجود حقیقت خود را در شب امکان نشان داد، مانند روزی که روشن میشود.
هوش مصنوعی: خزانهی نامها به ما اهداء شد و ارزش هر یک از آنها مشخص گردید.
هوش مصنوعی: چیزی که وجود دارد، ولی از دید ما پنهان است، به اینجا آمده و ما را درک کرده است.
هوش مصنوعی: در ابتدای ظهور، وقتی فرمان داده شد، این موضوع کاملاً روشن و آشکار شد.
هوش مصنوعی: جهان مانند جامی است که وقتی صیقل و جلا داده میشود، زیباییاش نمایانتر میگردد و زیباییها در آن جلوه میکنند.
هوش مصنوعی: خداوند جمال و زیبایی خود را به نمایش گذاشت و نور او نور چشمان من شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا غمت ساکن دل من شد
از چراغ تو خانه روشن شد
زان خطر چون رهید ایمن شد
در سرای خطیر ساکن شد
جان جهان را بگشت و لنک نشد
وز حضور سپهر تنگ نشد
قلمم میل چشم دشمن شد
لیک ازو چشم دوست روشن شد
ابر دستش چو سایه افکن شد
بس که بالید دانه، خرمن شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.