هر که او آشنای سلطان شد
گرچه جان بود عین جانان شد
هر که با ما نخورد جام شراب
به یقینم که او پشیمان شد
هر که در مجلسم دمی بنشست
شد یقینم که او پشیمان شد
این جهان را به نیم جو نخرد
آنکه یکدم حریف رندان شد
هر که جمعیتی ز خویش نیافت
دم آخر که شد پریشان شد
این دوئی محو گشت و عین یکی
این چنین آمد این چنان آن شد
بندهٔ اوست سید عالم
بر همه کاینات سلطان شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی تجربیات و حالاتی میپردازد که انسانها در ارتباط با عشق و میگساری به دست میآورند. او بیان میکند که هر کس در جمعی حضور یابد و از لحظات ناب عشق بهرهمند شود، به حالت پشیمانی گرفتار میآید اگر از این فرصتها استفاده نکرده باشد. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق و نزدیکی به حقایق، انسان را به وحدت و یگانگی میرساند و در سایهٔ این عشق، انسان به مقام بندگی خداوند میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که با سلطان دوستی و آشنایی پیدا کند، حتی اگر جانش باشد، به حقیقت جانان تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که با ما در نوشیدن شراب همراه نشود، یقیناً از این که این تجربه را از دست داده پشیمان خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که لحظهای در جمع من نشسته باشد، برایم مسلم است که او از آنچه کرده پشیمان شده است.
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند این جهان را با کمترین ارزش بفروشد، اگر برای یک لحظه هم با انسانهای خوشگذرانی و آزاداندیشان همنشینی کند.
هوش مصنوعی: هر فردی که در زندگی جمعی از دوستان و همراهان را نداشته باشد، در پایان کار و هنگام سختیها تنها و سرگردان خواهد شد.
هوش مصنوعی: این دوگانگی از بین رفت و حقیقتاً یکی شد. اینگونه آمد و آنگونه تغییر کرد.
هوش مصنوعی: بندهٔ او، همان آقای جهانیان است که بر تمام موجودات سلطنت کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون نباتی غذای حیوان شد
حیوان هم غذای انسان شد
باز خورشید چرخ رخشان شد
باز کار جهان بسامان شد
چشم اسلام باز روشن گشت
لب امید باز خندان شد
روز تاریک گشته روشن گشت
[...]
فتنه تا اندکی بود صعب است
سهلش انگار تا فراوان شد
آبله تا یکی است درد کند
چون همه تن گرفت آسان شد
هر که عاشق به دیدهٔ جان شد
گلخنی وار پیش سلطان شد:
یوسف آخرزمان خرامان شد
شکر و شهد مصر ارزان شد
لعل عرشی تو چو رو بنمود
تن کی باشد که سنگها جان شد
تخته بند فراق تخت نشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.