عشق ما را سوی دریا میکشد
گوییا ما را به مأوا میکشد
دلبر ما میکشد ما را به کش
خوش بود دلبر که ما را میکشد
دل به دست زلف او دادیم و برد
و از خیالش سر به سودا میکشد
عشق سرمست است در کوی مغان
عاشقان را خوش به مأوا میکشد
میکشد هر لحظه نقشی در خیال
صورتش بر لوح اشیا میکشد
جذبهٔ او میکشد ما را به خود
این کرم بین حق تعالی میکشد
هرکجا رندی است در میخانهای
خاطر سید به آنجا میکشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و جذبههای دلبر خود میپردازد و میگوید که عشق او را به سمت دریا و عوالم روحانی میکشاند. او از کشش دلبر و تأثیر زلف و خیالش بر دل و روح عاشقان صحبت میکند و میگوید که عشق سرمستی را برای عاشقان به ارمغان میآورد. همچنین، شاعر اشاره میکند که جذبه معشوق، او را هر لحظه به سوی خیال و الهامات الهی میبرد و در هر میخانهای که عیش و رندی برقرار باشد، خاطره محبوبش آنجا حضور دارد.
هوش مصنوعی: عشق ما را به سمت دریا میبرد، انگار که ما را به جایی امن و آرامش میرساند.
هوش مصنوعی: عشق ما را به سمت خود میکشاند و چگونه خوشحالیم که محبوبمان ما را به این حال و هوا میآورد.
هوش مصنوعی: دل خود را به زیبایی و زلف او سپردیم و او دل را گرفت و حالا از خیال او، دائما در فکر و آرزو هستیم.
هوش مصنوعی: عشق در حال نشئه و سرخوشی در محلهی مغان جریان دارد و عاشقان را با خوشحالی به سوی خود میکشد.
هوش مصنوعی: هر لحظه تصویر صورت او در ذهنم شکل میگیرد و بر روی اشیاء به ثبت میرسد.
هوش مصنوعی: شوق و محبت او ما را به سوی خود میکشاند و این عشق به خداوند ما را به سمت او هدایت میکند.
هوش مصنوعی: هرجا که آدمی با صفا و خوشذوقی وجود دارد، دل سید به آن مکان جلب میشود و به سمت آن میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کامرانی سر بناکامی کشد
مرد ره خط در نکونامی کشد
ماه من چون سرو بالا میکشد
آه من سر بر ثریا میکشد
همچو خاک افتادهام بر خاک پست
سرو من از بس که بالا میکشد
یار تنها، عاشقانش عالمی
[...]
خاطر ما سوی دریا میکشد
گوییا ما را به مأوا میکشد
موج دریاییم و دریا عین ما
میبرد ما را به هرجا میکشد
جذبهٔ او میکشد ما را به خود
[...]
یار خط بر روی زیبا میکشد
سبزه بر گلبرگ رعنا میکشد
ماه را دامی ز عنبر مینهد
لاله را داغی ز سودا میکشد
سنبل از سودای مشکین کاکلش
[...]
یار بر من دود دلها میکشد
لشکری از فتنه بر ما میکشد
کرده است از زلف بس قلابها
تا دل خلقی به هرجا میکشد
نوش دارویی ز لعلش خواست دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.