چشم ما روشن به نور او بود
این چنین چشم خوشی نیکو بود
روبروی خویش بنشیند چو ماه
آئینه گر ساده و یکرو بود
دل به دریا رفت و ماه در پیش
حال دریا عاقبت تا چو شود
عشق سرمست او مینوشد مدام
عقل مخمور و بگفت و گو بود
هر که باشد بندهٔ سلطان ما
بر در او پادشه انجو بود
از ازل یاری که دارد دولتی
تا ابد دایم به جست و جو بود
نعمتالله میر سرمستان ما است
میر میران نزد او میرو بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نور و جمال حضرت حق میپردازد و چشمان خود را روشن از نور او میداند. او تصویری زیبا از محبوبی چون ماه ارائه میدهد که در مقابلش نشسته است، و دلباختگیاش به عشق را توصیف میکند. عشق به خداوند همچون جرعهای شیرین است که عقل را مخمور کرده و انسان را در گفتگو با محبوب غرق میکند. در ادامه، شاعر کسانی را که بندهٔ این سلطان هستند، مورد ستایش قرار میدهد و به نعمتهای بیپایان او اشاره میکند. در نهایت، نعمتالله به عنوان مرشد و سرمستکنندهی جمع، جایگاه والایی دارد.
هوش مصنوعی: چشم ما به خاطر نور او روشن و پرنور است، و اینچنین دیدن زیبا و دلنشین است.
هوش مصنوعی: اگر کسی با خلوص و صداقت از دل خودش بنشیند و به دیگران نگاه کند، مانند ماه در آینه خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل به دریا زد و در مقابلش ماه در حال تماشا بود، اما در نهایت، دریا چه برسر آن خواهد آورد، معلوم نیست.
هوش مصنوعی: عشق او همیشه مرا غرق شادی میکند، در حالی که عقل و اندیشهام خمار و گیج میشود و به حرف و سخن میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که بنده و تابع سلطان ما باشد، در درگاه او مانند یک پادشاه بزرگ و محترم خواهد بود.
هوش مصنوعی: از زمانهای دور، کسی که قدرتی دارد، همواره در پی این است که آن را حفظ کند و به دنبال جستوجو و شناخت بیشتر باشد.
هوش مصنوعی: نعمتالله سرپرست و راهنمای مستیهای ماست و در نزد او، مقام و رتبۀ بزرگان هیچ ارزشی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
از پی خوردن گوارشتم نبود
آمدم سوی سرای شمس دین
بازگشتم چون جمال او نبود
من چه خواهم کرد بی او آن سرای؟
تشنه را از ساغر فارغ چه سود؟
این بگفت و رفت از پیشش چو دود
هر چه بود اصلا همه آن هیچ بود
از قضا سرکنگبین صَفرا فزود
روغن بادام خشکی مینمود
از قضا دیوانهای در بند بود
قصۀ من هرچه گفتم میشنود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.