در دلم غیر او نمیگنجد
بد چه شد نکو نمی گنجد
در مقامی که آن یگانهٔ ماست
دو چه گوئی که دو نمی گنجد
خم بیاور ز ما دمی می بر
می ما در سبو نمی گنجد
نقل را مان و عقل را بگذار
زانکه این گفت و گو نمی گنجد
در دو عالم به جز یکی نبود
رشته یک تو دو تو نمی گنجد
چون به غیر از یکی نمی یابم
در دلم جستوجو نمی گنجد
دردمندیم و درد می نوشیم
خم چه شد با شد سبو نمی گنجد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و معشوقی یگانه اشاره میکند که در دل او جز او هیچ چیز دیگری نمیگنجد. او از حسرت و درد ناشی از جدایی میگوید و میخواهد دمی شراب بیاورند، اما به خاطر عدم گنجایش معشوق در وجودش، حتی شراب نیز نمیتواند تسکین دهنده باشد. شاعر عقل را کنار میگذارد، زیرا در این گفتگو که از عشق و شوق ناشی میشود، منطقی وجود ندارد. در نهایت، بیان میکند که در دو عالم تنها یک وجود واقعی و یگانه وجود دارد و همه چیز دیگر بیمعناست.
هوش مصنوعی: در دل من هیچکس غیر از او جا نمیگیرد، بنابراین هر چیز دیگری برای من بیارزش است.
هوش مصنوعی: در موقعیتی که وجود او یکتاست، چه چیز میتوان گفت که به دو تقسیم شود؟
هوش مصنوعی: لطفاً کمی خم را به سوی ما بیاور و لحظهای با ما بنوش، زیرا این شراب در سبو جا نمیشود.
هوش مصنوعی: نقل و گفتگوهای بیفایده را کنار بگذار و عقل و فکر را در نظر بگیر، چرا که این بحث و گفتگوها جایگاهی ندارد.
هوش مصنوعی: در هر دو جهان، تنها یک رشته وجود دارد و آن رشته فقط به تو متعلق است؛ ما نمیتوانیم در دو وجود مختلف به آن بپردازیم.
هوش مصنوعی: در دل من هیچکس جز یک نفر وجود ندارد که به دنبالش بگردم.
هوش مصنوعی: ما دردی داریم و آن را تحمل میکنیم، اما چرا در این پیمانه (خم) جا نمیشود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.