مرا گفت یاری که ای یار ما
اگر یار مائی بکش بار ما
برو مایه و سود دکان بمان
گرت هست سودای بازار ما
بیا قول مستانهٔ ما شنو
بخوان از سر ذوق گفتار ما
نداریم ما کار با کار کس
ندارد کسی کار با کار ما
چه بندی تو نقش خیالی به خواب
نظر کن درین چشم بیدار ما
اگر رند مست و حریف خوشی
بیابی مرادی ز خمار ما
سزاوار ما نیست هر بنده ای
بود سید ما سزاوار ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با زبان عاشقانه و صمیمی از رابطهاش با یار سخن میگوید و درخواست میکند که اگر یار واقعی است، به او کمک کند. او به تفریح و شادی و لذتهای زندگی اشاره میکند و به یار توصیه میکند که به جای مشغلههای دنیوی، به حال و هوای عاشقانه آنها توجه کند. شاعر بر این باور است که هیچکس نمیتواند در کار و احساسات او و یارش دخالت کند و تنها خودشان در این مسیر آزادند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که شخصیتهای ارزشمند و شایسته، مانند خودشان، باید در کنار یکدیگر باشند.
هوش مصنوعی: دوستی به من گفت که اگر تو واقعا یار و همراه ما هستی، پس باید بار و دشواریهای ما را به دوش بکشی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی، به کار خودت ادامه بده و برای خودت درآمد کسب کن، اما اگر میخواهی در بازار ما شرکت کنی، باید به دنبال آرزوها و خواستههایت بیایی.
هوش مصنوعی: بیایید سخنان شادمانه و پرشور ما را بشنوید و با اشتیاق از آنها بگویید.
هوش مصنوعی: ما به کار دیگران ارتباطی نداریم و هیچکس هم به کار ما کاری ندارد.
هوش مصنوعی: به چه چیزهایی که تو در خواب خیال دیدهای فکر کن، در حالی که ما در این چشم بیدار به حقیقت نگاه میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر در جمع دوستان خوشگذران و شادی باشی که سر مست و شاداباند، میتوانی از حالتی که ما دچار آن هستیم، بهرهای ببری و لذت ببری.
هوش مصنوعی: هر کسی قابلیت و شایستگی خودش را دارد، ولی آن کس که به عنوان سید و بزرگ ما شناخته میشود، برای ما شایستهتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ببین تا کجا رفت سالار ما
سپهبد یل نامبردار ما
وی آگاه باشد ز کردار ما
بزودی شود با سپه یار ما
مگر کآسمانی بود کار ما
بخوابد سربخت بیدار ما
زبونی چه دیدی تو در کار ما
که بردی سر از خط پرگار ما
چو آشفته دیدی که شد کار ما
نگشتی دگر گرد بازار ما
میازار ما را، که کار خطاست
دلیری نمودن به آزار ما
به فریاد ما گر چنین میرسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.