فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
رند سرمست از جهان خواهیم رفت
رخت خود را تا کناری می کشیم
ناگهانی از میان خواهیم رفت
تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد
ما بر زنده دلان خواهیم رفت
گر خطاب ارجعی آید به ما
عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت
عارفان رفتند از این عالم بسی
ما دگر چون عارفان خواهیم رفت
جان ما دل زنده از جانان بود
زنده دل از ملک جان خواهیم رفت
از ازل رندانه سرمست آمدیم
نزد سید هم چنان خواهیم رفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رفتن و بینام و نشان بودن در دنیا سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که انسانها در نهایت از این دنیا میروند و رختخواب خود را کنار میکشند. همچنین، او به حالتی از سرمستی و عشق اشاره دارد که در هنگام مرگ، در اتحاد با جانان و در پیروی از عرفا به سر میبرد. شاعر بر این باور است که جان او متعلق به عشق و زندهدلان است و اینگونه از دنیا میرود، همچون دیگر عارفان که پیش از او رفتهاند.
هوش مصنوعی: بیتوجه به نام و اعتبار، رها و آزاد خواهیم رفت، همانطور که یک انسان شاد و سرمست از زندگی، از این دنیا جدا میشود.
هوش مصنوعی: ما لباس خود را کنار میزنیم و ناگهان از این دنیا میرویم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو نگویی از آقایت کسی مرده است، ما به همراه دلهای زنده و شاداب خود ادامه خواهیم داد.
هوش مصنوعی: اگر دعوتی عاشقانه به ما شود، با خوشحالی و شوق فراوان خواهیم رفت.
هوش مصنوعی: عاشقان و دانایان زیادی از این دنیا رفتهاند و ما نیز همچون آنها به زودی خواهیم رفت.
هوش مصنوعی: زندگی ما به عشق و محبت جانان وابسته است و از آنجایی که دل زنده و شاداب ما از وجود اوست، پس پس از این زندگی مادی، به سوی او خواهیم رفت.
هوش مصنوعی: از آغاز، با حالتی سرمست و شوخ به دنیا آمدیم و همچنان به همان شیوه به سمت آقا و سرور خود خواهیم رفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.