شادمانم زانکه غمخوارم وی است
دلخوشم زیرا که دلدارم وی است
عالمی اغیار اگر باشد چه غم
دوست دارم چون وی و یارم وی است
در خرابات مغان مستم مدام
می خورم می چون که خمّارم وی است
گلشن عشقست جانم جاودان
بلبل سرمست گلزارم وی است
نقش می بیندم خیالش در نظر
نور چشم و عین دیدارم وی است
جان فروشم بر سر بازار عشق
می کنم سودا خریدارم وی است
سیدم بر سروران روزگار
نعمت الله شاه و سردارم وی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شادمانی و خوشحالی ناشی از وجود دلدارش سخن میگوید و این محبت به یار را، حتی در برابر مشکلات و دلمشغولیهای زندگی، ارج مینهد. او در میخانه، در حال مستی و سرمستی از عشق است و این عشق را جاودان و زیبا مینامد. خیال یار همواره در نظر اوست و این عشق را بالاتر از هر چیز میبیند. شاعر با ابراز عشق و وفاداریاش، خود را در بازار عشق پیشکش میکند و در نهایت به مقام و منزلت خود به عنوان یکی از تحت حمایتهای محبوبش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من خوشحالم از اینکه کسی هست که از من مراقبت میکند و دلم شاد است چون محبوبم در کنارم است.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا کسی دیگر باشد، برایم مهم نیست؛ چون من دوستی دارم که برای من عزیز است و او همان یار من است.
هوش مصنوعی: من همواره در میخانهها به خوشگذرانی مشغولم و از شراب مینوشم، زیرا من به حالت مستی دچار هستم.
هوش مصنوعی: باغ محبت و عشق، جایگاه زندگی من است؛ من همچون بلبل شاداب و سرمست در این گلزار حضور دارم.
هوش مصنوعی: در چهرهاش تصویری از خیال او را میبینم، که نور چشمانم را روشن میکند و در واقع او را میبینم.
هوش مصنوعی: من جانم را در بازار عشق فدای عشق میکنم و آگاهانه به دنبال خریدن آن هستم.
هوش مصنوعی: آقایی من، نعمتالله شاه و سردار، برترینهای زمانه هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.