صورتی آراستی معنی کجاست
کی خدا یابی چه رویت با ریاست
ظاهر و باطن به همدیگر نکوست
هر که دارد هر دو با ما آشناست
گرچه تمر و جو ز هر یک تیرگیست
بهتر از این هر دو آن انجیر ماست
مجلس عشقست و ما مست و خراب
این چنین بزم خوشی دیگر کجاست
بحر عشقش را کرانی هست نیست
ابتدا نبود ورا بی انتهاست
آفتابست او و عالم سایه بان
عالمی در سایه بان پادشاست
هر که چون ما بندهٔ سید بود
هم چو بنده سید هر دو سراست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به رابطهٔ میان ظاهر و باطن انسانها اشاره میکند و تأکید دارد که زیبایی حقیقی در همخوانی این دو نهفته است. او مجلس عشق را محلی برای مستی و شادی میداند و در پی یافتن حقیقت عشق و خداوند است. همچنین، به بینهایت بودن عشق اشاره میکند و آن را به آفتاب تشبیه میکند که عالم تنها سایهای از آن است. شاعر در نهایت بر این نکته تأکید میکند که بندهٔ حقیقی خداوند در هر دو دنیا، یعنی دنیا و آخرت، جایگاه ویژهای دارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که منظور از این بیت این است که زیبایی ظاهری چقدر ارزش دارد وقتی معنی و عمق واقعی در آن وجود نداشته باشد. اگر کسی به دنبال خدا و حقیقت باشد، باید به درون و روح خود نگاه کند و نه فقط به زیباییهای ظاهری و قدرتهای دنیوی.
هوش مصنوعی: ظاهر انسان و باطن او باید با یکدیگر هماهنگ باشد. کسی که هر دو جنبه را دارد، به ما نزدیکتر است و ما او را بهتر میشناسیم.
هوش مصنوعی: اگرچه تمر و جو هر دو ممکن است خاصیتهای منفی داشته باشند، اما انجیر ما از هر دو بهتر است.
هوش مصنوعی: این محفل، دنیای عشق و محبت است و ما در اینجا سرمست و شادابیم. چنین جشن و شادی دیگری در کجا پیدا میشود؟
هوش مصنوعی: در عشق او مرزی وجود ندارد و نمیتوان برای آن شروعی در نظر گرفت؛ زیرا این عشق بیپایان است و همیشه ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: او مانند خورشید است که درخشش خود را به همه جهان میدهد و جهان مانند سایهای است که تحت تأثیر وجود او قرار دارد، بهطوریکه این سایه، سایهای که مربوط به پادشاهی است را نیز پوشش میدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند ما به سید (و مقام او) ارادت و بندگی داشته باشد، در دو دنیا (دنیا و آخرت) بهرهمند خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مرغ ایمانرا دو پر خوف و رجاست
مرغ را بیپر پرانیدن خطاست.
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست
نیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک
مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشست
[...]
«ای قوامی هر که چون تو نانباست
تا قیام الساعه فخر شهر ماست »
«گندم فضل خدای از بهر تو
کشته اندر دستگرد کبریاست »
«تخمش از تقدیس عرش ایزدیست
[...]
رتبت و تمیکن صدر موئتمن
همچو قدر و همتش بیمنتهاست
آفتابش در سخاوت مقتدیست
واسمان را در کفایت مقتداست
طبع شد بیگانه با آز و نیاز
[...]
عشق تو همچون قضا فرمانرواست
وصل تو همچون قدر مشکل گشاست
لعل میگونت بسرخی میزند
سرخیش زانست کاندر خون ماست
عشق تو زرد کرد رنگ روی من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.