گر به دلبر دل سپاری دل بری
جان به جانان ده که تا جان پروری
دست بگشا دامن دلبر بگیر
سر به پایش نه که یابی سروری
جام می می خور غم عالم مخور
تا که از عمر عزیزت برخوری
عین مطلوبی و از خود بی خبر
طالب نقش و خیال دیگری
جنت المأوای دل صاحبدل است
خوش در آ گر ره به جنت می بری
عشق از معشوق می آرد خبر
نزد عاشق از ره پیغمبری
نعمت الله یادگار سید است
یافته بر جمله رندان مهتری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت عشق و وصال معشوق اشاره میکند و توصیه میکند که دل را به محبوب بسپاریم و جان را به او دهیم تا از زندگی واقعی بهرهمند شویم. او به کنشهایی چون افتادگی در برابر محبوب و نوشیدن می اشاره میکند و میگوید که نباید به غم دنیا فکر کرد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که کسی که در دنیای عشق گام مینهد، به سروری و خوشبختی واقعی خواهد رسید. در نهایت، یادآوری میکند که عشق از معشوق نشأت میگیرد و عاشق در پی اتصال به او، به مرتبهای بالا و ارزشمند میرسد.
هوش مصنوعی: اگر به معشوقهات دل بدهی، باید همه وجودت را به او بسپاری تا او نیز جانت را زنده نگه دارد.
هوش مصنوعی: دستت را دراز کن و دامن محبوب را بگیر، تمام وجودت را به او معطوف کن زیرا با این کار به خوشبختی و آرامش واقعی دست مییابی.
هوش مصنوعی: شراب بنوش و نگران مشکلات دنیا نباش، تا زمانی که از عمر گرانبهایت بهرهمند میشوی.
هوش مصنوعی: تو تمام آرزوهای منی و خودت از این موضوع بیخبر هستی، در حالی که تنها در پی تصورات و خیالهای دیگران هستی.
هوش مصنوعی: بهشت واقعی در دل افرادی است که به عمق احساسات خود آگاهی دارند. اگر میخواهی به بهشت برسی، باید با دل و احساساتت ارتباط برقرار کنی و آن را درک کنی.
هوش مصنوعی: عشق، پیامها و اخبار معشوق را به عاشق منتقل میکند، مانند اینکه پیامبری از جانب خداوند اطلاعی برای مردم میآورد.
هوش مصنوعی: نعمت الله یادگاری از سید است که در میان همه رندان به مهتری دست یافته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.