هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی
بجز از گفتهٔ عشاق نخواند سخنی
عاشقانه ز سر ذوق سخن می گویم
غیر این گفتهٔ مستانه نماند سخنی
سخن واعظ مخمور به کاری ناید
گرچه آید به سر منبر و راند سخنی
سخن نیک توان گفت ولیکن به محل
خود سخن بد کند آنکس که نداند سخنی
سخن سید ما ملک جهان را بگرفت
که تواند که به سید برساند سخنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت عشق و سخن عاشقانه اشاره میکند و میگوید که کلام واقعی و دلنشین تنها از دل عاشقان برمیخیزد. او بیان میکند که سخنان واعظان و نصیحت کنندگان کاربردی ندارند و این عشق است که عمق معنی را در کلام به وجود میآورد. شاعر معتقد است سخن خوب باید در مکان مناسب بیان شود و کسانی که خود درک درستی از عشق و سخن عاشقانه ندارند، نمیتوانند به درستی سخن بگویند. در پایان، او به مقام شامخ عشق اشاره میکند که هیچکس نمیتواند به اندازه سید، حقیقت عشق را درک کند و منتقل کند.
هوش مصنوعی: هر کس از لذت و شوق آگاه باشد، نمیتواند سخنی غیر از کلام عاشقان را بخواند یا بگوید.
هوش مصنوعی: با شوق و عشق سخن میگویم و جز این گفتار دلنشین، چیزی برای گفتن ندارم.
هوش مصنوعی: سخنان واعظی که خود تحت تأثیر و مست است، هیچ سودی نخواهد داشت، حتی اگر از منبر بالا برود و به بیان کلامی بپردازد.
هوش مصنوعی: میتوان سخن عالی و عاقلانهای را بیان کرد، اما فردی که نتواند درستی و نادرستی سخن را تشخیص دهد، در جاهای نامناسب به گفتن سخنان نادرست میپردازد.
هوش مصنوعی: سخن امام ما همهی جهان را تحت تأثیر قرار داد. چه کسی میتواند سخنی به بزرگی او بگوید؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.