بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته
تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما
تافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته
کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او
آفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته
مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی
از برای سیدی خوش گیسوئی را بافته
ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد
نعمت الله پیش از رندان به می بشتافته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای آفرینش و رحمت الهی اشاره میکند و بر این باور است که هر ذرهای از عالم از نور و رحمت خداوند بهرهمند است. او تأکید میکند که تمامی موجودات، چه بینا و چه نابینا، از این انوار بهرهمند شدهاند. شاعر با تصاویری چون مو و زلف اشاره به زیبایی و همبستگی همگانی دارد و میگوید که این نعمتها و زیباییها در راستای ستایش یک شخصیت خاص فراهم آمدهاند. در نهایت، شاعر از بزم و سرمستی که در آن رحمت الهی به رندان عطا شده، یاد میکند.
هوش مصنوعی: در همه جا، نور و انرژی ای وجود دارد که تمام ذرات عالم را روشن کرده و هر بخشی از آن، سهمی از این نور و انرژی دارد.
هوش مصنوعی: ما به هم بافته شدهایم، مانند یک پارچه زیبا که از تار و پود و ظاهر و باطن و جسم و روح ما تشکیل شده است.
هوش مصنوعی: در این دشت کسی را نمیبینم که از نور و رحمت او بیبهره باشد، زیرا آفتاب رحمتش هم بر افراد نابینا و هم بر بینا میتابد.
هوش مصنوعی: دوزن زلف پریشان خود را جمع کرده و سپس برای شخصی با زیبایی خوشایند، گیسوانی بافته است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، تو که ما را در بزمهای مجلل و پر از شادی سرمست کردهای، پیش از آن که رندان به دور میآیند، نعمت خدا را به ما هدیه دادهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل نگر بر تخت بستان بر سر افسر بافته
آب حیوان خورده و ملک سکندر یافته
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.