چشمی که ندیده نور آن رو
تاریک بود چو روی هندو
با ما بنشین خوشی درین بحر
ما را به کف آر و ما به ما جو
از جام حباب آب می نوش
از ما بشنو مرو به هر جو
گنجینهٔ گنج پادشاهی
مفلس گردی روان به هر سو
هر ذره ز آفتاب حسنش
یا سایهٔ نور اوست یا او
در جام جهان نما نظر کن
تا بنماید به تو یکی دو
در مجلس عشق و بزم رندان
چون سید مست ما دگر کو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و عشق پرداخته و به ما یادآوری میکند که نور حقیقی و خوشی در ارتباط با دیگران و در مجالس محبت و سرور قابل دسترسی است. او با اشاره به چشمی که از نوری حقیقی بیبهره است، بیان میکند که تنها در کنار دیگران و از طریق عشق و دوستی میتوان به خوشی دست یافت. همچنین به ما توصیه میکند که از تجربیات و خوشیهای زندگی غافل نشویم و به عمیقتر نگریستن به جهان و زیباییهای آن بپردازیم. در نهایت، شاعر به یادآوری میپردازد که عشق و صفا در بزم رندان یک ضرورت است و باید از این فرصتها بهره برد.
هوش مصنوعی: چشمی که نور را ندیده باشد، مانند چهره هندی ها، تاریک و ناشفاف است.
هوش مصنوعی: با ما همراه شو و از لذتهای این دریا بهرهمند شو، تو تلاش کن تا ما را پیدا کنی و به جمع ما بپیوندی.
هوش مصنوعی: از جام حباب آب بنوش و از ما بشنو، به هر جایی نرو.
هوش مصنوعی: هر جایی که بروی، ثروت و گنجهای پادشاهی که در درونت نهفته، را با خودت به همراه داری.
هوش مصنوعی: هر جزئی از زیبایی او یا پرتوی از نورش است یا خود او.
هوش مصنوعی: به دقت به دنیای اطراف خود نگاه کن تا برخی از حقایق و زیباییها را به تو نشان دهد.
هوش مصنوعی: در جمع عاشقان و میوهنوشان، دیگر مثل سید مست ما کسی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی دوم از گرد درِ تو
کاندر تو نمیبینم چربو
ایمن بزی اکنون که بشستم
دست از تو به اشنان و کنستو
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو میپوش
میبند نقاب توی بر تو
در روزن سینهها بتابید
[...]
ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همی کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
[...]
بردی دل من به چشم و ابرو
خون کرده ز دیدهایم در جو
بردیم جفا بسی ز دستت
ای مونس جان به قول بدگو
کردیم وفا به هرچه گفتیم
[...]
تا تونشوی یگانهٔ او
هرگز نشود یگانه آن دو
باشی تو یگانهٔ دو عالم
آن دم که اثر نماند از تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.