نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
غیر عین او که بیند نور او در انس و جان
گر شود روشن به نور روی او چشم و دلت
نور روی او به عین روی او بینی عیان
در مظاهر مظهری ظاهر شده در چشم ما
دیده بگشا تا ببینی نور او در عین آن
حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق
در همه منشور می یابم به نام او نشان
یک سر مو در میان ما نمی گنجد حجاب
خوش میانی در کنار و خوش کناری در میان
صدهزار آئینه دارد درنظر آن یار من
لاجرم هر آینه او را نماید آن چنان
خوانده ام علم بدیع عارفان از لوح دل
باز اسرار معانی می کنم با تو بیان
در خرابات فنا جام بقا نوشیده ام
فارغ خوش فارغم خوش فارغ از هر دو جهان
نعمت الله از رسول الله مانده یادگار
کس ندیده سیدی چون سید صاحبقران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی نور الهی و ذات پروردگار میپردازد و بیان میکند که نور چشم و دل انسانها از وجود خداست. او از روشنایی عشق و معرفت الهی سخن میگوید و تأکید میکند که اگر انسان به نور حقیقت نگاه کند، میتواند به زیبایی و حقیقت الهی دست یابد. شاعر به اهمیت فاصله میان انسان و خدا اشاره میکند و میگوید هر چقدر هم که این فاصله باشد، در نهایت نور الهی در دلها تجلی میکند. همچنین، او به تجربههای عرفانی خود اشاره میکند که او را از دنیا و مادیات فارغ کرده است. در پایان، شاعر از یادگار رسول خدا و جایگاه او نزد خداوند میگوید.
هوش مصنوعی: نور چشم مردم از دیدگان عالم پنهان است، جز او که خود نور را در وجود و روح انسانها میبیند.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت به نور روی او روشن شود و دلت از درخشش او پر شود، به روشنی چهرهاش به وضوح او را خواهی دید.
هوش مصنوعی: به زندگی و زیباییهای آن نگاهی بینداز و با چشم دل، حقیقت را ببین. زیبایی و روشنی وجود او در هر چیزی که وجود دارد، قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: هر زمانی که کلامی از عالمان میخوانم و آن را با ذوق درک میکنم، در تمامی جوانب و ابعاد آن، نشانهای از نام او را مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نمیتواند فاصله کوچک میان ما را پر کند، حتی اگر چیزهای زیبا و دلانگیزی در کنارمان باشد.
هوش مصنوعی: یار من در نگاهش صد هزار آینه دارد؛ بنابراین، هر بار که او را مینگرم، آنچنان به من نمایان میشود که گویی در هر آینهای تصویر او را میبینم.
هوش مصنوعی: من در دل خود، علم و فنون عارفان را مطالعه کردهام و حالا میخواهم رازهای عمیق معانی را با تو در میان بگذارم.
هوش مصنوعی: در میخانهای که به نابودی و فنا معروف است، من جامی از بقا و جاودانگی نوشیدهام. حالا با خیالی آسوده و خوشحالم و هیچگونه وابستگی به این دنیا و دنیای دیگر ندارم.
هوش مصنوعی: نعمتهای الهی از پیامبر خدا باقی مانده است و کسی همچون سید بزرگوار صاحبقران را نمیشناسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان
بیروان تن پیکری پاکیزه چون بیتنْ روان
گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش
ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان
از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد
[...]
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
[...]
سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان
بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی
پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان
ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای
[...]
خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان
تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها
تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.