صدهزار آئینه دارد یار من
می نماید در همه دلدار من
دیدهٔ من روشن است از دیدنش
باد دایم روشن این دیدار من
جز خیالش نیست همخوابی مرا
غیر عشقش نیست یار غار من
بلبل سرمستم و نالان به ذوق
روضهٔ رضوان بود گلزار من
من خراباتی و رند و عاشقم
خدمت معشوق من خمار من
او و من با همدگر باشیم خوش
لاجرم من یار او ، او یار من
نعمت الله گر نگشتی آشکار
کی شدی پیدا به تو اسرار من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت به یارش اشاره میکند و میگوید که یار او در هر جا وجود دارد و همچون آیینهای در دلهای مختلف نمایان است. چشمان او از دیدن یار روشن است و این دیدار، حسی دائمی و سرشار از روشنایی دارد. او تنها عشق یار را در دل دارد و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. شاعر هم خود را بهعنوان عاشق و درویشی خوشحال توصیف میکند که در کنار یار به سر میبرد. در انتها، او بهصورت اشارهای میگوید که اگر خود را بهوضوح نشان ندهی، عشق و اسرار تو برای او همچنان ناشناخته میماند.
هوش مصنوعی: یار من همچون صدهزار آینه است که در هر کدامش عشق و محبت من را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چشم من همیشه به خاطر دیدن او روشن و روشنتر میشود و این دیدار برای من همیشه پرنور و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: به جز تصویر ذهنی او، هیچ چیز دیگری برایم اهمیت ندارد و تنها عشق اوست که مرا به خود مشغول کرده است.
هوش مصنوعی: بلبل خوشحال و شاداب من در حال نواختن و سر دادن است و به خاطر زیباییهای گلزار به وجد آمده و احساساتی را بیان میکند که از لذت و زیبایی باغ رضوان نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: من آدمی بیپروا و شیدا هستم و در کنار معشوقم، حالتی سرمست و شگفتانگیز دارم.
هوش مصنوعی: ما باید با هم خوش باشیم، چون در این صورت من دوست او و او دوست من خواهیم بود.
هوش مصنوعی: اگر نعمتهای الهی برایت پدیدار نشود، چگونه میتوانی به رازهای من پی ببری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رای آن داری که باشی یار من؟
گفت: با تو برنیاید کار من
قدوۀ اهل مهانی ای که هست
مهر تو همواره یار غار من
مایه از طبع تو اندوزد همی
چشم دریا طبع گوهر بار من
مدح تو همچون شهادت می رود
[...]
راز چون با من نگوید یار من
بند گردد پیش او گفتار من
عذر میگوید که یعنی خامشم
با تو میگوید دل هشیار من
با کسی دیگر زبان گردد همه
[...]
حلقۀ درنازدم بسیار من
نیک ترسانم ز ختم کار من
چون ندیدی چارهای در کار من
گشتی از رحمت تو خود ستار من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.