هر کجا صورتی است در نظرم
شاهد معنثی در او نگرم
گوهر حقههای جوهریی
بر سر چارسو همی نگرم
نقد گنجینهٔ جهان دارم
لاجرم پادشاه بحر و برم
نعمتاللهم وز آل حسین
به امینی امانتی سپرم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هر کجا صورتی است در نظرم
شاهد معنثی در او نگرم
گوهر حقههای جوهریی
بر سر چارسو همی نگرم
نقد گنجینهٔ جهان دارم
لاجرم پادشاه بحر و برم
نعمتاللهم وز آل حسین
به امینی امانتی سپرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی زیباییهای معنوی و حقیقت در صورتها و اشکال میپردازد و بر این باور است که در هر جایی که به صورت خاصی نگاه میکند، شاهدی از معنا و زیبایی را مشاهده میکند. او از گنجینههای دنیا و ارزشهای پنهان آن سخن میگوید و خود را همچون پادشاهی در دریای بیپایان حقایق میداند. در پایان، شاعر بر نعمتهای الهی و از نسل آل حسین تأکید میکند و این نعمتها را به عنوان امانتی گرانقدر به خداوند میسپارد.
هوش مصنوعی: هر جا که چهرهای ببینم، در آن به دنبال زیبایی و معانی پنهان میگردم.
هوش مصنوعی: من به جواهرات باارزشی که در چهارراه دیده میشوند، نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: من گنجینهای از ثروت و دانش در اختیار دارم، بنابراین در دنیا مانند پادشاهی در دریا و خشکی هستم.
هوش مصنوعی: خداوند نعمتها و برکات خاندان حسین را به من داده است و من این نعمتها را به عنوان امانت حفظ میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تیر و تیغست بر دل و جگرم
غم و تیمار دختر و پسرم
هم بدینسان گدازدم شب و روز
غم و تیمار مادر و پدرم
جگرم پاره است و دل خسته
[...]
مددم ده به همّت ای مُکرِم
تا من دل شکستهٔ مجرم،
عمر بیتو به سر چگونه برم
که همی بیتو روز و شب شمرم
خونها از دو دیده پالودم
رخنه رخنه شد از غمت جگرم
تو ز شادی و خرمی برخور
[...]
آب صافی شده ست خون دلم
خون تیره شدست آب سرم
بودم آهن کنون ازو زنگم
بودم آتش کنون ازو شررم
ز آفت روزگار بر خطرم
هرچه روز است تیره روزترم
همچو خرچنگ طالع خویشم
که همه راه باز پس سپرم
دور گردون گسست بیخ و بنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.