عشق است که مبتلای اوئیم
در هر حالی برای اوئیم
مستیم و حریف می فروشیم
خاک در آن سرای اوئیم
دل داده به باد در خرابات
سرگشته و در هوای اوئیم
در بحر محیط غرق گشتیم
مائیم که آشنای اوئیم
درد آمد و دردمند میجست
می گفت که ما دوای اوئیم
چون اوست دوای بینوایان
ما بندهٔ بینوای اوئیم
از دولت بندگی سید
شاهیم ولی گدای اوئیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای عشق صحبت میکند و بیان میکند که عشق به معشوق، در وجود او نهادینه شده است. با ابراز حالاتی چون مستی و سرگشتگی، از تعلق خاطر به معشوق میگوید و این عشق را دردی میداند که برای دردهای دیگران درمان است. او خود را بنده و گدای معشوق مینامد، به طوری که در عین عظمت، در مقام خدمت به معشوق قرار دارد. در نهایت، شاعر به زیبایی تعبیر میکند که عشق، آنچنان در وجودش ریشه دوانده که زندگیاش به معشوق پیوند خورده است.
هوش مصنوعی: عشق ما را در هر وضعیت مبتلا کرده و ما به خاطر او در همه حال حاضر هستیم.
هوش مصنوعی: ما در حال نوشیدن هستیم و دوستانمان را در میفروشیم. ما در آن مکان، جایی که او هست، به خاک سپرده شدهایم.
هوش مصنوعی: دل را به باد سپردهام و در خرابهها سرگردان و در آرزوی او هستم.
هوش مصنوعی: در دریا و وسعت آن غرق شدهایم، ولی ما کسانی هستیم که با آن آشنا هستیم.
هوش مصنوعی: دردی به وجود آمد و کسی که در درد بود، به جستجوی درمان میپرداخت و میگفت که ما خود درمان او هستیم.
هوش مصنوعی: چون او درمانگر نیازمندان ماست، ما نیز بندگان نیازمند او هستیم.
هوش مصنوعی: ما از نعمت و شرافت خدمتگزاری به آقا و ارجمند خود بهرهمندیم، اما همچنان در مقام درویش و گدا در خدمت او هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.