چشم مستت به خواب میبینم
لعبتی بینقاب میبینم
جام گیتینما گرفته به دست
خوش حبابی بر آب میبینم
نور چشمست و در نظر دارم
روی او بیحجاب میبینم
آینه پیش دیده میآرم
رند و مستی خراب میبینم
تو به روز آفتاب بینی و من
روز و شب آفتاب میبینم
ساغر می مدام میبخشم
همه خیر و ثواب میبینم
سیدم از خطا چو معصوم است
هرچه بینم صواب میبینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از تماشای چشمان او و حالت مستیاش لذت میبرد. او محبوبش را بدون نقاب و در حالتی طبیعی میبیند که همچون نور در زندگیاش تابان است. شاعر به تصویر کردن لحظات مختلف و احساسات خود در مقابل محبوب میپردازد و با اشاره به ساغر و می، از خوشیهایی که در زندگی میبیند، سخن میگوید. در نهایت، او خود را در کنار محبوبش معصوم و بیخطا مینگارد و همه چیز را در نور و زیبایی عشق درمییابد.
هوش مصنوعی: من در خواب، چشم زیبای تو را میبینم که مانند یک معشوقه بیپرده و فریبنده است.
هوش مصنوعی: من جامی را که دنیا را نشان میدهد، در دست دارم و خوشحالم که بر روی آب حبابی را میبینم.
هوش مصنوعی: نور چشم من است و در نظر من، چهرهاش را بدون حجاب میبینم.
هوش مصنوعی: در مقابل چشمانم آینهای میگذارم و میبینم که یک مرد رند و مست به هم ریخته و خراب است.
هوش مصنوعی: تو روزها به نور خورشید نگاه میکنی، ولی من هم در روز و هم در شب نور خورشید را میبینم.
هوش مصنوعی: من دائماً از جام می مینوشم و به دیگران خوبی و پاداش میرسانم و همیشه نتیجهاش را میبینم.
هوش مصنوعی: سیدم چون معصوم است، هر چیزی که ببینم را صحیح و درست میپندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این تویی تا به خواب میبینم
یا به شب آفتاب میبینم
در دل خویشتن خیال لبت
نمکی بر کباب میبینم
یک شب از خویشتن مکن دورم
[...]
چشم مستش به خواب میبینم
کار تقوی خراب میبینم
دیده را از خیال لعل لبش
ساغر پر شراب میبینم
عکس رویش میان دیده مدام
[...]
حال خود را خراب میبینم
مرغ دل را کباب میبینم
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب میبینم
مردمیهای چشم او بگذشت
[...]
شاهد بی نقاب میبینیم
بر مهش مشک ناب میبینم
عکس رخسار ساقی اندر جام
ماه در آفتاب میبینم
بر سر بحر عشق اکوان را
[...]
تا به زلف تو تاب میبینم
خویش را در طناب میبینم
دم به دم از هجوم لشکر عشق
ملک دل را خراب میبینم
بس که از تشنگی روانم سوخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.